برنامه اقتصادی شما برای سال 1401 چیست؟ + صوتی

امروز می خواهم در رابطه با زمان صحبت کنم «زمان رسیدن به موفقیت» خیلی از ماها هر روز تلاش و کار می کنیم تا به موفقیت برسیم و اکثر ما ها از زندگی خودمان راضی نیستیم و معدود افرادی هستند که واقعاً دارند لذت می برند و زندگی می کنند بلکه بقیه افراد تلاش می کنند برای زنده ماندن یعنی به این معنا زندگی ندارند و از پول هایی که بدست می آورند لذت نمی برند. بعضی از آنها فقط دارند بابت وام هایی که در گذشته گرفتند پولهای خودشان را خرج می کنند و هزینه های آب  وبرق و گاز و خوراک و مسکن و... می دهند و چیزی آنچنان دستشان نمی ماند که بخواهند رشد کنند.

و اگر فردی در تهران بین بیست تا سی میلیون تومان در آمد داشته باشد و بتواند در انتهای ماه 5 تا 10 میلیون تومان پس انداز کند می تواند با 5 میلیون تومانش حتی اگر جمع کند در یک سال تهش می خواهد 100 میلیون پول بدست بیاورد و می بیند که یک ماشینی که اگر امروز قیمتش صد میلیون تومان باشد در انتهای سال می شود دویست میلیون تومان.

"رسیدن به موفقیت اقتصادی" "استاد زیارکلائی" دوباره تلاش می کند که 100 تومان دیگر بگذارد کنار تا آن ماشین را بخرد دوباره می بیند که یکسال طول می کشد سال بعد خودرو دویست تومانی می شود 400 تومان، دو برابر شده درحالی که میزان در آمد این فرد دو برابر نشده، متاسفانه این موضوع سالهاست که در کشور ما اتفاق می افتد نزدیک به بیست سال است که این تورم وجود دارد و هر روز هم بدتر می شود.

تورم از ورم کردن می آید یعنی وقتی اتفاق بدی رخ می دهد نمی توانیم آن را درست کنیم، تخریب شدن ساده است شما یک برجی می سازید پنج الی ده سال طول می کشد تا این برج ساخته بشود، اما برای تخریبش کمتر از 10 دقیقه با چندتا دینامیت می توانید این برج را تخریب کنید.

وقتی خراب بشود و دوباره بخواهد ساخته بشود یقیناً زمان زیادی خواهد برد، نمی خواهم نا امیدتان کنم، تنها راه نجات شما این است که در آمد شما و سرعت رشد در آماد مالی شما بیشتر از آن تورم باشد، در کشور ما خودرو های زیادی وارد می شوند که می بینید هرکدام که وارد شده مثلاً یک ماشین پارسال را در نظر بگیریم قیمتش بوده 300 میلیون تومان یک ماشین چینی امروز آن خودرو 300 میلیون تومانی شده یک میلیارد خوب یک جوان و حتی یک مسن تر بخواهد به چنین خودرویی دست پیدا کند نا امید می شود یا ملک به همین شکل، خانه هم بخواهد بخرد این اتفاق برای او می افتد. هزینه اجاره ها را هم که خودتان بهتر از من می دانید شرایطش چگونه است؟ و اصلاً اوضاع خوب نیست و هر روز هم بدتر می شود مسئولین دارند تلاش می کنند که کمی به ثباتی برسانند اما دستشان نیست و چیزی که وجود دارد خارج از توان آنهاست و نمی توانند اتفاق خاصی را رقم بزنند، می توانند در یک حدی مثلاً صد در صد تورم اتفاق می افتد، قیمت ها دو سه برابر می شود اینها تلاش می کنند وقتی تورم سه برابر شد کمی بیاید پایین مثلاً بشود دو و نیم برابر یعنی تهش چنین اتفاقی می افتد، در مواد غذایی که هیچی، میوه ها که هیچی، خیلی بد شده وضعیت و تنها راه این است که میزان در آمد شما بیشتر باشد. اگر یادتان باشد قدیم ها عروسی های خیلی مجللی برگزار می شد و تشریفات زیادی داشت، امروز تنها ایده ای که مسئولین می دهند این است که عروسی اصلاً نگیرید بروید در محضر که فامیل درجه یک باشند تمام بشود برود، یعنی تنها راهکاری که می دهند صرفه جویی است، یعنی اصلاً ایده و راهکاری برای افراد ندارد که آنها بتوانند رشد کنند. اگر واقعاً دنبال رشد کردن هستید و اگر واقعاً می خواهید زندگی کنید و شرایطی که امروز وجود دارد برای همه شما درگیر آن شرایط نباشید و خودتان را اول از همه نجات بدهید و سپس اطرافیان باید میزان رشد مالی شما بیشتر باشد، بررسی کنید چه کسانی دارند زندگی می کنند؟ چه کسانی لذت می برند؟

شما در خیابان ها می بینید افرادی که ماشین های خوبی دارند زندگی های خوب دارند در کشور اینطور جا افتاده در دنیا هم همینطور است که هر فردی که پول دار است پس دزدی کرده، بله خیلی از پولدارها دزدی می کنند سؤال اینجاست که راه دزدی آنها چیست؟ بله فردی در دولت هست با رانت هایی که وجود دارد می تواند دزدی کند، اما فردی که خودش کار می کند، یک تاجر است و یک شرکت خصوصی دارد این چگونه بدون وابستگی به دولت می تواند رانت داشته باشد؟

رسیدن به این همه ثروت با تلاش خودش است، یک پزشک کار می کند با تلاش خودش است، درمان می کند و بابت این درمان پول بدست می آورد، و هر چقدر مردم مریض تر بشوند خوشحال تر است که پولهای بیشتری می تواند بدست بیاورد پس مردم شغل های متفاوتی دارند و شغل رابطه مستقیمی با در آمد دارد یعنی یک نفر می آید راننده اسنپ می شود با یک در آمد، یک فردی پزشک می شود با یک در آمد، دیگری وکیل می شود با یک در آمد، منبع در آمد وکیل از کجاست؟ باید مردم به اختلاف بخورند، یعنی هرچقدر میزان درگیری بیشتر باشد در آمد وکیل ها بیشتر خواهد شد. پزشک ها به همین شکل، اما هرچقدر وضعیت اقتصادی یعنی خرید و فروش ها و معامله ها بهتر بشود تجار سود می برند، آنهایی که صادر کننده هستند هرچقدر قیمت دلار برود بالا صادر کننده خوشحال است، چرا خوشحال است یک آب معدنی قیمتش یک روزی 1000 تومان بود الان 4000 تومان شده ضرب در 4 شده، با 4000 تومان شما می توانستی یک نوشابه خانواده بخری پارسال، امسال این است که این 4000 تومان شده 15000 تومان(یک نوشابه خانواده) یعنی چند برابر؟

بیش از سه برابر قیمتش رفته بالا آیا حقوق های مردم بیش از سه برابر رفته بالا؟ نه اما دلار دقیقاً به همین مقدار بالاتر رفته یعنی دلار که می رود بالا یک دفعه می بینید همه قیمت ها تغییر می کند، اگر دلار پایین بیاید قیمت ها آنچنان پایین نمی آید مثلاً قیمت دلار می شود 30000 تومان، 2000 تومان آمده پایین تر و شده 28000 تومان آنقدر اتفاق خاصی برای قیمت ها رقم نمی خورد، و همه محصولات و کالاهایی که تولید می شود نیازمند مواد اولیه هستند و مواد اولیه هم رابطه مستقیمی با دلار دارد، حقوق کارکنان، بیمه، مالیات، عوارض شهرداری، همه اینها محاسبه می شوند و تولید کننده مجبور می شود که قیمت خودش را زیاد کند تا به سود برسد.

اگر محصول ایشان به طوری باشد که رابطه مستقیم با در آمد ایرانی ها داشته باشد چون حقوق ایرانی ها، آنهایی که کارمند و حقوق بگیر دولت هستند یا کارمند هستند در شرکت های خصوصی فرقی نمی کند، آنچنان رشدی ندارد، در نتیجه اگر یک میز و صندلی و مبلی یک روزی 10 میلیون تومان بود همان مبله امروز شده 40 میلیون تومان یعنی طی سال گذشته 400 درصد رشد داشته، آیا حقوق ها هم چهار برابر شده؟ نه این اتفاق نمی افتد پس در نتیجه قدرت خرید مردم کاهش پیدا می کند، دیگر فقط باید در فضای مجازی و اینستاگرام ببینند و حسرت بخورند. آنهایی هم که یک مقطعی یک پولی بدست می آورند سریع یک فیلمی بگیرند برای استوری و بگویند ما زندگی شیکی داریم درحالی که واقعیت این نیست، فضای مجازی است دیگر خالی بندی توش زیاد دارد، باز هم تاکید می کنم باید شغل شما مدلی داشته باشد، یعنی کسب و کاری برای خودتان انتخاب کنید که در آمد آن دلاری باشد، و نگاه می کنیم افرادی که زندگی دارند، در آمد های دلاری دارند، پول های نقد می گیرند یا تجارت در بازار داخلی دارند همیشه راضی هستند. آنهایی که دارند خرده فروشی می کنند، و فروش های کلان ندارند یا در حد متوسط هستند و یا متوسط رو به پایین هستند حتی آنهایی که یک زمانی در بحث ساخت و ساز قوی شده بودند امسال می بینیم که ساختمان ها را کسی نمی تواند بخرد و اصلاً پایین تر هم نمی توانیم بفروشیم، به صرفه نیست، چرا که مواد اولیه قیمت در این چندساله افزایش پیدا کرده و اصلاً نمی صرفد که کمتر بفروشیم و ملکی که از قبل داشتیم را در نتیجه خرید و فروش ملک هم ثابت ماند و آن فردی که زمانی پول داشت و کلی پول جمع کرده بود الان باید خرج کند و نمی تواند ملک خود را بفروشد. بنابراین پول جدید تولید نمی شود یعنی می بینیم قوی ها دارند همینطور شکست می خورند، یک گروه خاص و اندک مانده اند که خیلی تیزهوش و باهوش هستند و اینها دارند خیلی سریع هم رشد می کنند که اغلب این گروه در فضای مجازی دیده می شوند نگاه می کنید کسب و کار اینها به اینترنت وابسته است و ما بارها گفتیم، شرکت های خیلی بزرگی در ایران تولید شدند مثل اسنپ، تپسی ها، نظیر دیجی کالا ها و... برند های دیگر همه این هایی که معروف شدند نظیر آپارات و فیلیمو و... وارد فضای مجازی شده اند و کسب و کارهای سنتی شکست خورده اند. باورشان نمی شد شکست بخورند، ما از سال 92 داریم تاکید می کنیم که مردم راحت طلب هستند، هرچیزی که برای آنها راحت است علاقه مند هستند به آنجا بروند و می بینیم سوپر مارکت های خیلی کوچک دارند از بین می روند و به هایپر استار ها تبدیل می شوند، در آینده خواهید دید اکثر نانوایی ها تعطیل می کنند، تاکسی تلفنی ها هم که قبلاً گفتیم تعطیل می شوند، مشاورین املاک به زودی تعطیل خواهند شد و تعداد محدود قدرتمندی باقی خواهند ماند آنهایی که در فضای مجازی فعالیت خوبی دارند اینها فقط ثابت می مانند.

خیلی ها می گویند من پولی دارم و می خواهم سریع رشد کنم، اینها پولهای خود را در بورس گذاشتند ما در آن زمانی که همه داشتند پولشان را در بورس می ریختند پارسال تاکید می کردیم که عزیزان این کار را نکنید، اشتباه است بعضی ها گوش دادند و انجام دادند امروز خوشحال هستند که پولشان را در بورس نگذاشتند، فایل های ما به بعضی هایشان نرسید و اصلاً گوش ندادند و ضربه هم خوردند، این خیلی اهمیت دارد، که ما بیاییم و شغلی انتخاب کنیم که بتوانیم رشد کنیم. همه ما دوست داریم سریع رشد کنیم، بعضی ها الکی می گویند شما می توانید سریع رشد کنید درحالی که رشد کردن مثل ساختن است، گفتم ساخت و ساز سریع اتفاق نمی افتد، طول می کشد، اگر شما می خواهید قوی بشوید طول می کشد اما اگر بخواهید ضعیف بشوید یک روزه است می روید باشگاه بدنسازی 5 ساعت کار می کنید تازه این هیکلت می شود اما اگر می خواهید این هیکل را نابود کنید کارش یک آمپول است می زنید پنچر می شوید پس تخریب می شود سریع اتفاق بیافتد اما رشد سریع اتفاق نمی افتد تنها راه اینکه بتوانید سریع رشد کنید این است که آن کار توسط یک فردی که از قبل رشد کرده اتفاق بیافتد نه فردی که ضعیف هست بخواهد رشد کند، من پول خودم را به فردی که ساخت و ساز می کند مثلاً می دهم این اینکاره است سریع می تواند خرید و فروش کن. و این کار را انجام می دهد و رشد ایشان سریع اتفاق می افتد من در تجارت پول خودم را به آراد می دهم.

آراد چون خودش اینکاره هست، سالها سابقه دارد، همین الان مشتری دارد سریع پول من را تبدیل به سود می کند و باز هم رشد می کنم، این سریع اتفاق می افتد. اگر خودم بخواهم کار کنم طول می کشد، شش ماه، هفتم ماه، هشت ماه طول می کشد تا بخواهم موفق بشوم اگر بلد نباشم و اینکاره نباشم پس این موضوع را درک کنید خیلی خوب باید به آن برسید، سؤال اینجاست همه شما می خواهید رشد کنید چه زمانی این رشد اتفاق می افتد؟ یعنی اگر من به شما بگویم شما مثلاً سه ماه بعد رشد می کنید، شش ماه بعد رشد می کنید شما چه می گویی؟ یعنی به نظرت زندگی امروز شما به نسبت شش ماه آینده بهتر می شود یا بدتر؟ و اگر بهتر می شود چند درصد رشد می کنید؟ یعنی اگر امروز در آمد شما بیست میلیون تومان است، پنجاه میلیون تومان است؟ این پنجاه میلیون تومان آیا صد میلیون می شود؟ آیا سیصد میلیون تومان می شود؟ ... چند درصد رشد می کنید؟ و اگر ضعیف تر می شوید چقدر ضعیف تر می شوید و می خواهید برای آینده خودتان چه کار کنید؟ تصمیم بگیرید منتظر این هستید مثلاً دلار سی هزار تومانی امروز بشود مثلاً ده هزار تومان، به چهار هزار تومان باز گردد؟ هرگز این اتفاق نخواهد افتاد شما یک چیزی را بگوئید در گذر تاریخ یا زمان ارزان شده باشد. یک رب گوجه ارزان شده باشد، مواد غذایی و... در هیچ جای دنیا وقتی قیمت جنسی افزایش پیدا می کند و مردم تمایل به خریدن آن دارند آن کالا دیگر جهانی می شود و همه می خرند وقتی می شود یک پول بزرگتری را از دستمال کاغذی گرفت دیگر بر نمی گردد که بگویند کارتنی مثلاً 1000 تومان می فروشم چون هزینه های تهیه و تامین دستمال کاغذی دیگر بصرفه نیست.

پس در فضای مجازی و خیال پردازی زندگی نکنید که یک وقتی مثلاً زندگی ایرانی ها به سی سال پیش بر می گردد و قیمت ها اینجوری می شود هیچ وقت چنین اتفاقی نمی افتد و هر روز بدتر هم می شود باید این تورم که اتفاق افتاد در گذر زمان با یک شکمی چاق شده، لاغر شد اینقدر تخصصی تمرین بشود تیم های تخصصی روی آن کار کنند تا این اتفاق بیافتد تا یک دولت بخواهد کاری انجام بدهد چهار سال زمان دارد، چهارسال بعد یکی دیگر می آید و چنین اتفاقی نمی افتد پس زیاد روی دولت ها حساب باز نکنید، کار شما باید وابسته به خودتان باشد نه به افراد و گروه های دیگر. رشد خودتان را خودتان باید رقم بزنید یا افرادی که می بینید، شرکت های خصوصی که تخصص دارند و آنها دارند هر روز رشد می کنند، شما دارید در آراد می بینید گذشته آراد را می بینید، امروز آراد را هم ملاحظه می کنید آیا آراد را رو به رشد دیدید؟ یا دارید در آن ضعف می بینید؟ آرادی که روزی با 10 نفر پرسنل داشت کار می کرد امروز با 400 پرسنل حضوری در دفتر دارد کار می کند، بیش از 1000 نفر بصورت پروژه ای و گروه کار و فریلنسری دارند با آراد کار می کنند پس این آراد خیلی دارد توانمند تر می شود پس می شود به این مجموعه اعتماد کرد. پس به مجموعه های مختلف نگاه کنید هر مجموعه ای که می خواهید به آن اعتماد کنید آیا رو به رشد است یا دارد نزول پیدا می کند؟ این موضوع خیلی اهمیت دارد، برای زمان تصمیم گیری کنید، بگوئید یکسال آینده چه خواهید شد و چه برنامه ای دارید، این زمان برای بعضی ها زود می گذرد، برای بعضی ها دیر، مثلاً یادم است دوسال پیش می گفتم بچه ها سه ماه دیگر عید است، این سه ماه خیلی تند رقم می خورد، دوباره سال بعدش شد و امسال شد و الان پنج ماه می رویم تا سال آینده وقت داریم شما در پنج ماه برای 1401 چه تصمیمی دارید؟ واقعاً سال 1401 چه می شوید؟ روی کاغذ بنویسید من در سال 1401 فلان باید بشوم یا می شویم، یقینی است، قطعی است، برای خودتان مشخص کنید. بعد ببینید آیا می شوید؟ اصلاً کاری ندارد شما سالهای قبل هم به چیز هایی فکر می کردید می شوید آیا شدید؟ چرا زندگی خودتان را به دست انسان های موفق نمی سپارید؟ درحالی که آنها هرچه خواستند می شوند، دارند رشد می کنند چرا شما رشد نمی کنید؟ آنهایی که رشد می کنند خوشا بحالشان، خیلی ها دارند در آراد کار می کنند، رشد می کنند خوشابحالشان ما هم خوشحالیم اما آنهایی که رشد نمی کنند بررسی کنند چه دلیلی دارد؟ چرا به صحبت های ما گوش نمی دهند؟ چرا فکر می کنند خودشان توانا تر هستند؟

این باور های غلط است که به ما ضربه می زند فکر می کنند من خیلی خوب هستم بعد حرکت می کنم سابقه من در گذشته ام بیاییم خودمان سابقه هایمان را ببینیم رشد داشت؟ کسی اصلاً به ما اعتماد دارد؟ کسی روی ما حساب باز کرده؟ پدرم، مادرم، بعد می توانیم دنیای متفاوت تری بسازیم، زندگی بهتری می توانیم بسازیم، با فکر حرکت کنید، توهمی پیش نروید، بگذارید فکر های شما باز باشد بتوانید تفکر کنید و بعد حرکت کنید یقین دارم آنهایی که گوش می دهند به سود می رسند خوشحال هستند و از زندگی خودشان راضی هستند مثل خیلی آرادی های موفق و آنهایی که گوش نمی دهند، همیشه التماس دعا دارند می گویند مهندس به ما کمک کن ما هستیم داریم کمک می کنیم کافی است بشنوید.

ما بارها جمله امام علی(ع) را به شما گفتیم: «بشنو، بفهم، باور کن، به کار ببند تا رستگار شوی» خیلی ها نمی شنوند نمی فهمند، باور نمی کنند، انجام نمی دهند خروجی چه می شود؟ موفق هم نمی شوند طبیعی است که نباید هم موفق بشوند. با مشاورین مجموعه آراد برندینگ ارتباط بگیرید یقین داریم که شما هم می توانید در کسب و کار خودتان موفق باشید.

این مطلب چه‌ اندازه برایتان مفید بوده است؟
میانگین امتیاز ۵ / ۵ تعداد رأی: ۱
آراد برندینگ

ارسال نظرات (۰ نظر)

💎 ۹ دهم ثروت در تجارت است💰