امروزه اکثر مردم را که نگاه می کنی در می یابی که امیدشان را از پیشرفت و جهش اقتصادی از دست داده اند و به همین اندازه که سال بعدشان از امسالشان بدتر نباشد بسنده کرده اند.
همین ناامیدی موجب می شود هیچگونه تلاش خاصی برای تغییر و تحول از خودشان نشان نمی دهند.
حال آنکه خداوند در کتابش اینگونه وعده داده:
و اراده کردیم منت بگذاریم بر کسانی که بر روی زمین ضعیف شمرده شده اند و آنان را پیشوایان امت و وارثانش قراردادیم و برایشان در زمین تمکن بخشیدیم. سوره قصص آیه ۵ و ابتدای ۶.

وعده خدا یا سخن مردم؟
حال آنکه اگر با مردم همنشین شوی می گویند پیشوا و وارث شدن را نخواستیم همینکه از گرسنگی نمیریم ما را کافیست.
آیا سخن مردمِ ناامید را باور کنیم یا وعده خالق بی منتها را؟
و چه وعده ای از وعده خداوند راست تر است؟
پس یقینا امر او می شود حال آنکه عده ای را خوش نیاید یا مردم آن را دروغ پندارند.
کشور ما به دلیل قرار گرفتن در مشکلات اقتصادی شدید، آبستن حوادث مهم است.
مردم رفته رفته به فکر افتاده اند که باید چاره ای بیندیشند وگرنه هم آبرویشان می رود و هم گرسنگی و مریضی به سراغشان می آید.
شاید چندین سال پیش این حجم از دغدغه وجود نداشت اما امروز به وضوح دیده می شود که مردم نگران معیشت خود هستند و خیلی ها سرسختانه دنبال راه نجات می گردند.
در این میان اما تجارت که راه نجات است آخرین گزینه و راهیست که به سمتش خواهند آمد.
یقینا تمام راه ها را قبل از تجارت امتحان خواهند کرد چرا که اولا برای هر انسانی شیطانیست که او را همراهی می کند و پیشتر هم گفتیم که شیطان وعده فقر می دهد تا به فحشا امر کند و چون خداوند نه دهم ثروت را در تجارت قرار داده است نمی گذارد تا انسان وارد در تجارت شود تا بتواند سلطه خود را بر او حفظ کند.
علاوه بر این شیطان درونی، شیاطین بیرونی از جن و انس هم مانع ورود مقتدرانه یک فرد به تجارت می شوند حال آنکه اگر هر شغل دیگری را بر می گزید چنین مخالفتی را با خودش نمی دید.
دلیل دوم نیامدن مردم به سمت تجارت آنست که تجارتِ حلال پیش زمینه هایی می خواهد مانند جسارت، شجاعت، هویت، شخصیت، منش، قلب بزرگ، دانش فنی و تخصصی، فن بیان و خیلی چیزهای دیگر که مردم عادی سال های سال تلاشی برای کسب این مهارت ها انجام نداده اند و امروز بر آنان سخت می آید که اینها را کسب نمایند.
از طرف دیگر انرژی و رمقشان را در مسیرهای بیهوده پیشین از دست داده اند و ته مانده شان به تجارت رسیده است.
ما به تجربه در آراد دیدیم که شخصی سال های سال در دانشگاه ها به تحصیل علوم مختلف مشغول شده و دیگر جانی برای یادگیری علوم سودمند تجارت برایش نمانده و هر چه حس و حال داشته را پیشتر از او گرفته اند.
اما هیچ یک از اینها دلیل نمی شود که انسان بتواند گرسنگی را دوام بیاورد و بی آبرویی ناشی از فقر را تحمل کند.
به قول معروف: انسان است و کش می آید.
یعنی باز هم روحیه ایستادگی و مقاومت در درونش زنده می گردد.
شناخت فریب ها
و در سختی ها و مصائب است که انسان می فهمد چه کسانی پیشتر فریبش داده اند.
وقتی که بی پول می شود آنجا با خودش به فکر می نشیند.
آن سال هایی که دانشگاه رفتم به چه کارم آمد؟
آنهمه سال های کارمندی و کارگری چرا نتوانست مرا از این بدبختی و فلاکت که امروز بدان مبتلا هستم نجات دهد؟
کجایند خوانندگان و بازیگرانی که سال های سال عمر عزیزتر از جانم را برای شنیدن و دیدن آثارشان بر باد دادم؟
چرا ورزشکارانی که برای تشویقشان به ورزشگاه ها رفتم یا پای تلویزیون وقتم را برایشان هدر دادم تا آنها معروفتر شوند امروز به درد من نمی خورند؟
چرا سلبریتی هایی که در اینستاگرام آنها را فالو کردم به هیچ دردی نمی خورند؟
و هزاران سوال دیگر که همه اینها می شود آغاز تولدی دوباره.
اینجاست که انسان در پی راهی مستقیم و مسیری استوار می گردد.
و چون از خداوند و پیامبرش استعانت بجوید یقینا راه درستِ پول و ثروت که همان تجارت است را به او نشان خواهند داد.
در خاطرات بسیاری از تاجران موفق شنیدیم که می گفتند چند روز قبل از آشنایی با آراد از شدت سردرگمی از آینده به ستوه آمده بودند و خدا و پیامبر و اهل بیتش را با قلبی شکسته صدا زدند.
و خیلی ها اینگونه بیان نمودند که به ملجأ شریف رضا علیه السلام در مشهد مقدس پناهنده شده و از وجود مبارکش راه نجات از مشکلات را طلب کردند.
تا آنکه خداوند اجابتشان نمود و تجارت را روزی شان کرد.
بماند که برخی از اینها، نعمت تجارت را پس از آشنایی به بهای اندکی به همان مسیرهای قبلی فروختند و دوباره به مشاغل پیشین بازگشتند.
شاید حتی دیگر خودشان رویشان نمی شود که راه نجاتی طلب کنند چرا که می دانند آدم طی کردن راه نجات هم نیستند.
شرط اول عقیده است.
پس دانستیم که اولین شرط این تحول و انقلاب اقتصادی عقیده است.
عقیده ای محکم در راهی مبارک که تجارت نام دارد.
برخی بر آراد خرده می گیرند که چه خبر است که درباره عقیده و باور به تجارت صحبت می کنید.
می گویند ما باور کردیم که تجارت برترین شغل است بقیه اش را بگویید.
اولا که ما تنها در کمتر از ده درصد از مطالبمان به عقیده و باور درباره تجارت اشاره می کنیم و بیش از ۹۰ درصد محتوای تولیدی مان به انجام تجارت اختصاص دارد.
در ثانی خدا می داند که اکثر وارد شوندگان به تجارت باورش نکردند چرا که می بینیم گروهی از آنان به سختی های اندکی که از تجارت می بینند آن را رها می سازند.
انسان اگر به چیزی واقعا باور پیدا کند هیچگاه آن را رها نخواهد کرد.
مانند عاشقی که تا به معشوقش نرسد دست از تلاش و مجاهدت بر نخواهد داشت.
چه زیبا گفت تاجری در همین کامنت های سایت که:
من تلاشی که فرهاد برای رسیدن به شیرین کرد را انجام می دهم تا اولین بار صادراتی ام را بفروشم و باز بعد از آن هم دست از این تلاش نخواهم کشید.
اما نمونه عکسش نیز وجود دارد.
به طور مثال در هفته های اخیر گزارش هایی به ما رسیده که برخی از کارمندان برخورد درستی با تاجران ندارند و چون ریشه یابی کردیم دیدیم دلیل اصلی این موضوع ضعف محتوایی و دانش فنی تجارت در آنهاست.
مدیران ارشد صلاح را بر آن دیدند که یک ماه تمرین هایی را در خانه به همه بدهند تا همگان خود را قوی کنند.
مشاهده شد که چند نفری هنوز یک شب تمرین را انجام نداده آمدند و گفتند می خواهیم استعفا دهیم.
این ها همان هایی بودند که روزهای قبل در کامنت ها چه افاضاتی درباره تجارت داشتند و چه بسیار خدا را شکر می کردند که روزی شان را ترویج تجارت و رشد تاجران قرار داده است.
اما جالب است که حتی یک روز هم تمرین ها را در خانه انجام ندادند و استعفا دادند پس معلوم می شود همه حرف های مبنی بر باور و عقیده محکم به تجارت لاف و گزافه ای بیش نبوده است.
آیا این فرد می خواسته به ما و شما دروغ بگوید؟
نه.
خودش هم تا دیروز گمان می کرد که عاشق تجارت است اما تا اولین سختی به کار افتاد فهمید که عاشق نیست و پیشتر خودش را هم درست نشناخته بود.
در تاجران هم همین است.
چه بسیار افرادی که می گویند ما تا آخرین نفس ایستاده ایم اما هفته بعد اثری از آنان نیست.
مانند سربازانی گمنام غیب می شوند.
همه این ها به دلیل ضعف در عقیده و باور است.
نه اینکه بگوییم به تجارت باور نداشتند چرا داشتند اما نه آنقدر که بخواهند در مقابل سختی هایش بایستند.
اگر تجارت آسان بود یا راه کوتاهی بود یقینا تبعیت می کردند اما چون راه را سخت و طولانی دیدند از آن کناره گیری کردند.
حال آنکه اگر کمی استقامت می ورزیدند می دیدند که سختی ها پشت سر هم برطرف خواهد شد.

شرط دوم جهاد است.
حال که در عقیده به تجارت محکم شدم باید تلاش کنم.
نه یک تلاش معمولی بلکه تلاشی که بشود نام جهاد را بر آن گذاشت.
دشمن امروز ما و مردم فقر است پس باید به جنگ فقر رفت.
شاید در ده سال گذشته با تلاشی معمولی می شد وضعیت را تغییر داد اما امروز دیگر نمی شود.
جهاد می خواهد.
مردان و زنانی مجاهد می خواهد که پای کار اقتصاد کشورشان بایستند.
دیگر مدل کاری ۸ تا ۲ جواب نمی دهد.
شما کدام نهاد کارمندی ۸ تا ۲ را می شناسید که بتواند نجات دهنده اقتصاد کشور باشد؟
مسئولی می تواند کمک حال اقتصاد باشد که ساعت کاری و روز تعطیل نشناسد و از تمام توانش برای نجات اقتصاد کمک بگیرد.
اگر به سرنوشت کشورهای پیشرفته امروز جهان نگاه کنید می بینید که در یک مقطعی که به شدت فقیر شده بودند تمام تعطیلی ها را بر خود حرام کردند و از خوابشان زدند تا بتوانند درد اقتصادی شان را درمان کنند.
و چون به خودشان تغییر دادند سنت خدا هم به یاری شان آمد و زندگی هایشان تغییر پیدا کرد.
راه ما معلوم است.
خدا را شکر که جهاد ما در تجارت معلوم است.
چون بسیارند افراد یا گروه هایی که می خواهند جهاد کنند اما جهت این تلاش را نمی دانند پس در مقطعی کاری انجام می دهند خلاف کاری که در جای دیگری می کنند و برآیند حرکتی شان کم می شود.
ولی ما خیلی واضح می دانیم باید چه کنیم.
بخشی از جهادمان باید در راه جذب لید و سیگنال باشد و بخشی از جهادمان در راه تبدیل آن ها به قراردادهای تجاری و پول.
و این استراتژی نه از امروز بلکه قدیمی ها می دانند که از ابتدای راه اندازی تجارت آراد برندینگ همین بوده است.
به طور نمونه همین روز گذشته که پست مهمان ۱۲۵ تاجر آرادی را بر روی سایت آراد برندینگ در ازای مشارکتشان در نظرات سایت قرار دادیم شور و انگیزه جدیدی را برای یافتن لید و سیگنال بیشتر در آنها دیدیم و پیام های تشکرشان برایمان ارسال گردید.
فقط امیدواریم مشارکت ها ادامه دار باشد چرا که مثلا در مطلب پست مهمان رایگان دیدیم که بیش از ۹۰۰ کامنت قرار گرفت اما در مطلب روز قبل که درباره قلب تجاری بود بیش از ۷۰۰ کامنت.
طبیعتا برای ۲۰۰ نفری که روزی هستند و روز دیگری نیستند پست مهمانی به صورت رایگان قرار نخواهد گرفت.
تمام فکر و ذهن آراد رشد دادن کسانیست که جهادی مستمر و تلاشی صبورانه دارند و آنها که یک روز هستند و روز دیگری نیستند باید رشدشان را از همان جاهایی طلب کنند که به آنجا مشغولند.
ما برای کسب بیشتر سیگنال تاجران در حال بسیج کردن بیش از صد کارمند هستیم تا از طریق دسته بندی های محصولات تاجران در منوی سایت، فوتر سایت و سایر محصولات در فوتر سایت آنها را بهتر و بیشتر به مردم بشناسانیم و با قدرت سایت آراد برندینگ نزد گوگل جایگاه خوبی به آنها بدهیم.
جالب است که تمام ۱۲۵ محتوای دیروز، امروز ایندکس شده و در نتایج جستجوی گوگل به معرض دید مردم درآمده است.
داخل پرانتز بگوییم اگر لینکش را به دیگران هم معرفی کنید تا از پست شما بازدید کنند و کامنت هم بگذارند جایگاهش نزد گوگل بالاتر هم خواهد آمد.
پرانتز بسته.
جدای از اینها تمام آموزش های مرتبط با جذب لید و سیگنال را در پلتفرم مخصوصش برایتان مهیا کرده ایم تا یاد بگیرید و عمل کنید.
از سوی دیگر با تولید محتواهای جذاب صوتی و ویدئویی در مدرسه تجارت، پادکست آموزشی و مکتب تجارت و راستی می کوشیم تا قدرت بیان و مذاکره تان را افزایش دهیم و جزیی ترین نکات مرتبط با تجارت را برایتان بشکافیم.
همه اینها وقتی مفید و سودمند است که تاجران و کارمندان آرادی با اشتیاق بشنوند، بفهمند، باور کنند سپس به کار ببندند تا طعم رستگاری اش را بچشند.
یقینا این عملگرایی ما را به فتح قله های تجارت جهانی خواهد رساند.

۲ نکته پایانی
نکته اول اینکه همه این ها که گفته شد تنها زمانی به نتیجه شگفت انگیزش می رسد که در این راه ایستادگی کنیم.
نیرومند عمل کنیم.
در تجارت هایمان نرم خو باشیم و به مشتریانمان نزدیک شویم.
در طلب دانش حریص باشیم.
و کارهایی نکنیم که آنچه بافته ایم را پنبه کنیم.
نگه داشتن سازه ای مقتدر که همان برند تجاری شماست نیازمند اراده ای محکم و استوار است.
پس در این راه قوی باشید که راهی بس عزیز و شکوهمند است.
نکته دوم اینکه اگر گروهی از شما آنگونه نباشند که تعریف گردید و تجارت را سست و کم ارزش دنبال نمایند و یا حتی آن را رها کنند خداوند گروه دیگری را به جایشان قرار خواهد داد که آنها محکم و استوار در این راه ایستادگی خواهند نمود و یقینا آراد روز به روز قدرتمندتر خواهد شد اگر خدا بخواهد.