تفاوت تجارت و بازرگانی با کسب و کار + فیلم

برای تمامی عبارت های تجارت یا بازرگانی و کسب و کار تعاریفی وجود دارد که با هم شرایط متفاوتی داشته باشند و هر کدام شکل کامل تری از زیرمجموعه خود شود.

تجارت، بازرگانی و کسب و کار

در رابطه با تجارت، بازرگانی و کسب و کار واژه های مختلفی وجود دارد که در قالب trade، commerce و business مطرح می ‌شود، خیلی از افراد می‌ گویند که ما بیزینسمن هستیم و وقتی توضیح می ‌دهند، می ‌بینیم که تریدر هستند و بیزینسمن نیستد.

این ها واژه‌ هایی نیستند که مشابه هم باشند و تعاریف متفاوتی دارند، قبل از هر چیز لازم است که ما این تعاریف را بفهمیم، یاد بگیریم، بیشتر با آن ها آشنا شویم و بعد بفهمیم در حال حاضر داریم چه کاری انجام می دهیم.

 trade یا تجارت

در واقع یک هدف دارد و به نوعی کوچکترین عضو و خرده ترین سطح در اقتصاد است، کسی که می‌ گوید من دارم تجارت می ‌کنم، در واقع دارد این موضوع را بیان می ‌کند که من دارم داد و ستد (خرید و فروش) می کنم و تمرکز اصلی در تجارت، همین خرید و فروش است و هیچ نقش و وظیفه دیگری ندارد.

با گسترش فعالیت‌ ها، موضوعاتی مشابه commerce یا بازرگانی و business هم دارند مطرح می ‌شوند، اما تجارت را یک مقداری بیشتر و بهتر بشناسیم، در بازار داخل تعریف می کنیم تا همه مان بهتر بتوانیم این موضوع را درک کنیم.

 در زمان ‌های گذشته و امروز هم ایرانی ها از این شیوه برای خرید و فروش و پولی که می‌ خواهند به دست بیاورند و سودهایی که مد نظرشان است استفاده می‌ کنند، کالایی را همراه خودشان به کشور دیگری می ‌برند یا بعضی از افراد که وارد کننده محصولات هستند و پولی دارند، به کشور دیگری می روند و می گویند ما متقاضی این جنس هستیم و می ‌خواهیم این کالا را به ما بدهید.

مالکیت کالا تا دیروز برای شخص فروشنده بود و از زمانی که من پول را پرداخت می ‌کنم مالکیت این کالا به من تعلق می ‌گیرد، اگر من به مغازه بروم و بگویم یک آبمیوه یا آب معدنی می خواهم، مالکیت این کالا در حال حاضر برای آن فروشنده و مغازه دار است ولی وقتی من پول را پرداخت می ‌کنم مالک آن کالا من می ‌شوم اما سوال اینجاست که آیا من مالک برند آن کالا شدم یا فقط مالک حالت مادی آن کالا شدم؟

پس حالت های مختلفی، وجود دارد قوانین و حقوق های مختلفی در رابطه با آن هست که نیاز است بدانید. پس منظور از تجارت همین است که یک پولی بدهیم و یک جنسی را دریافت کنیم، این ساده‌ ترین و پایین ترین سطح تجارت است که در بازار داخل هم خیلی زیاد از این شیوه استفاده می‌ شود ولی در بازارهای جهانی هم تقریباً اصلاً استفاده نمی ‌شود.

تجارت بین الملل

اگر ما یک تعریفی از بازارهای جهانی و بازارهای بین ‌الملل کنیم شاید از نگاه شما این دو تا تعریف یکسان باشند در حالی که اینطور نیست، مثلاً ما وقتی می ‌گوییم بازارهای بین ‌الملل، فرض کنیم پراید یا سمند در ایران تولید می‌ شوند و یکسری از کشورها مثل عراق و سوریه مشتری این پراید یا سمند هستند، در واقع داریم به چند کشور محدود می فروشیم به این مدل تجارت، تجارت بین الملل می‌ گویند در واقع ما داریم این محصول را در بازارهای بین ‌المللی معرفی می کنیم و می فروشیم.بازارهای جهانی

ولی وقتی برندهای معروف دنیا مثل گوشی اپل، برند زارا یا کوکاکولا را نام می‌ بریم، دیگر این محصول فقط مخصوص یک کشور نیست بلکه همه جهان از آن استفاده می ‌کنند، می بینید که در همه جای دنیا از برندهای پپسی و کوکاکولا بهره می گیرند پس این برند یک برند جهانی می ‌شود و حوزه فعالیت این شرکت حوزه جهانی است و یقینا پول ‌ها و سودهای بسیار بسیار بیشتری نسبت به آن افرادی که دارند تجارت های بین الملل خودشان را در دست می‌ گیرند، دارند.

بازرگانی یا commerce

وقتی در رابطه با بازرگانی صحبت می‌ کنیم باز تعاریفمان متفاوت خواهد شد همانطور که گفته شد در حالت تجارت فقط معامله مد نظر ما است یعنی خرید و فروش اتفاق بیفتد اما در حالت بازرگانی یک مقداری فعالیت ‌ها گسترده‌ تر می ‌شوند، شرکت ها، ارگان ها و سازمان ها برای این که بتوانند پول ‌های بیشتری به دست بیاورند به این موضوع فکر کردند که من از چه شیوه های دیگری می توانم بهره بگیرم تا بتوانم درآمدهای بیشتری به دست بیاورم.

بازرگان ها و بازرگانی ها یک مقداری فعالیتشان گسترده ‌تر می ‌شود ولی حالت trade علاوه بر اینکه trade و معامله داد و ستد انجام می‌ دهند، بحث‌ های بیمه را هم مطرح می‌ کنند که بیمه و حمل و نقلش با چه کسی باشد؟ بحث روش های پرداخت به چه صورتی است؟ تبلیغاتش به چه شیوه ای باید باشند؟ اسناد و مدارکش باید به چه حالتی باشند؟ بحث مذاکره، ارتباط گرفتن و مکاتبه اداری مان به چه صورتی باشد تا بتوانیم با مشتری ها، فروشنده ها و تامین ‌کننده هایمان ارتباط بگیریم؟ همچنین بحث قرارداد ها مطرح می ‌شود.

پس در بحث خرید و فروش وقتی شما آب معدنی خریداری می کنید یا می‌ خواهید یک کالایی را از یک کشور دیگری دریافت کنید، پول نقد دارید و وارد آن کشور می شوید، این مسائل بیمه و … دیگر در آنجا معنا پیدا نمی‌ کنند بلکه شما کالا را می گیرید و با هزینه خودتان و باربری که وجود دارد و هزینه ‌ای که پرداخت می کنید جنس را وارد کشور خودتان می کنید یا مشتری های شما هم به همین شیوه عمل می کنند اما در حالت commerce داستان یک مقداری متفاوت تر می شود.

business یا کسب و کار

بیزینس باز تعریف کلی تری است یعنی جدا از اینکه ما در بیزینس، commerce را هم داریم، سه حالت دیگری هم داریم در واقع در مجموع اگر بخواهیم به بحث کسب و کار بپردازیم جدا از اینکه شما باید یک مجموعه تجاری و یک مجموعه بازرگانی باشید امور مالی شما هم تاثیرگذار است، حال اینکه امور مالی به چه مسائلی می پردازد واقعاً مهم است.

گاهی اوقات واقعا برای ما مهم است که یک محصولی که خریداری می کنیم چقدر ریسک دارد؟ این پولی که ما می دهیم چه موقع بر می گردد؟ در تجارت، در حالت بازرگانی این مسائل زیاد مطرح نیست اما در کسب و کار این موضوع خیلی مهم است که من چقدر باید سرمایه بگذارم؟ پول من چه موقع بازگشت خواهد داشت و اینکه سودهای من به چه صورتی خواهند بود؟ حتی نیروهای انسانی هم تاثیر گذار هستند.

پس یک بحث، بحث مالی و امور مالی است که تاثیر گذار خواهند بود و بحث دوم بحث نیروهایی است که ما نیاز داریم، نیروهای انسانی و مدیریت کردن این نیروها، پروژه هایی که دستشان است را باید بتوانیم مدیریت کنیم.

و جدا از این ها، بخش تولید هم در بحث کسب و کار مهم است خیلی از ما تولید کننده هستیم و الزاماً تاجر نیستیم و کارهای بازرگانی انجام نمی ‌دهیم، در حال حاضر فقط تولید می کنیم، وقتی تولید می کنیم می ‌دانیم که برای کار تولید چقدر سرمایه گذاشتیم، چقدر نیروی انسانی داریم، چقدر کارمند و کارگر در دفترمان است و فقط به همین مسائل می پردازیم.

اهمیت تجارت و بازرگانی

خیلی از تولید کننده های ما در ایران متاسفانه اصلا به بخش commerce و بخش بازرگانی و تجارت خودشان توجه ندارند و فقط تولید می ‌کنند، در انبارها ذخیره می کنند و از مردم می‌ خواهند که کسی بیاید محصولشان را خریداری کند.

در دنیای اقتصاد، در بازارهایی که ارزهای شان به دلار است اعداد ناچیز است، وقتی ما می ‌گوییم ۳۰ هزار دلار، شاید کسی بگوید که پول خیلی زیادی است در حالی که حداقل حقوق یک کارمند یا کارگر ساده در کشورهای عربی و اروپایی 3000 دلار است که ۳000 دلار به تومان می شود ۳۰ میلیون تومان، وقتی ما می‌ گوییم یک کارگر معمولی در عراق ۳۰ میلیون تومان حقوق می گیرد همه ایرانی ها شاید بگویند چقدر حقوقش زیاد است در صورتی که هزینه هایشان هم یقیناً بالاتر است ولی اگر ما بتوانیم این 3000 و ۱000۰ هزار دلارهایی که دست تجار و بالاتر از این ها است را به دست بیاوریم و در ایران خرج کنیم یقیناً درآمدهای ایرانی‌ ها فضایی خواهد بود.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 پاسخ
  1. ناشناس
    ناشناس گفته:

    خب مگه غیر اینه که چه در تجارت و کسب وکار و بازرگانی هدف پول و سرمایه بدست آوردن است؟
    هدف هر 3مشترک است

    پاسخ
  2. محمد برومند
    محمد برومند گفته:

    چه فرقی کرد؟
    هر سه تاشون هدفشون خرید و فروشه
    چه در بازار داخلی چه در خارج از کشور
    غیر از اینه؟

    پاسخ
  3. پژمان عشریه
    پژمان عشریه گفته:

    برای راه اندازی کسب و کار باید سرمایه زیادی داشت تا بتوان بطور مثال نیروهای متخصص استخدام کرد و مسائل دیگری که در این خصوص وجود دارد

    پاسخ
  4. شیخ زاده
    شیخ زاده گفته:

    مطالب جالب توجهی فرمودید
    مرسی از توضیحاتتون استاد تالیای عزیز
    خیلی از ماها بااین اصطلاحات آشنا بودیم ولی نمیدونستیم معنی متفاوتی داره

    پاسخ
  5. fatemeh
    fatemeh گفته:

    تجارت بین الملل بهتره یا بازرگانی برای کار
    در آمریکا .رشته تجارت بین الملل میتونیم جایی مشغول به کار شیم یا برای شروع کار باید از خودمون سرمایه بزاریم
    کدوم درآمد بیشتری داره

    پاسخ