🌟 پخش زنده آراد برندینگ شما را به ثروتمند شدن دعوت می نماید.

میزان سود حلال در تجارت + فیلم

میزان سود حلال در تجارت رعایت کردن انصاف از طرف خریدار و فروشنده است که هر دو طرف از انجام آن رضایت خاطر داشته باشند.

🎁 در ARAD QA عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.
سود حلال در معاملات

آنچه در معاملات به عنوان سود حلال است بر مبنای انصاف است چون مشتری ‌های شما از دو حال خارج نیستند، یا در ایمان با شما شریک هستند یعنی هم کیش شما می باشند یا در انسانیت با شما شریک هستند، پس در هر دو حالت ظلم کردن سزاوار نیست یعنی قیمتی که می دهید و سودی که می خواهید ببرید باید بر مبنای انصاف باشد.

انصاف در معاملات

انصاف از کلمه نصف می آید و به این معناست که اگر طرف مقابل منصف باشد (یعنی او هم خودش دارای این صفت باشد) و از قیمت خرید و فروش شما مطلع شود، آن مقدار که سود کردید را برای شما حلال بداند.
که قرآن در مورد تجارت به این موضوع اشاره می ‌کند که باید رضایت داشته باشند اما منظور از رضایت برای کسی است که خودش منصف باشد.

انصاف در قیمت گذاری

ممکن است به کسی بگویید که من خودم این کالا را ۱۰۰۰ تومان خریدم چه قیمتی به شما بدهم که شما راضی باشید و او بگوید ۱۰۰۱ تومان، منظور ما این نیست، اما اگر کسی منصف باشد ممکن است بگوید شما ۱۰۰۰ تومان خریدید و اگر آن را ۱۵۰۰ به من بدهید راضی هستم.
پس منظور از انصاف برای شخصی است که خود طرف مقابل هم منصف باشد، اگر شما منصف هستید می توانید یک بار خودتان را جای خریدار بگذارید.

یعنی بگویید این جنس را ۱۰۰۰ تومان خریدم، من اگر خریدار بودم برای خودم (برای شخصی که اینجا تاجر بود) منصفانه مثلاً در ۱۰۰۰ تومان ۳۰۰ تومان را به عنوان سود می پسندیدم، پس این انصاف می ‌شود، می گویند آنچه برای خود می پسندید برای دیگران هم بپسندید.
حالا اگر کسی هم کیش و هم آیین شما باشد، سزاوار است که از او سود کمتری بگیرید، اما برای بقیه این گونه نباشد و آن حد اعلایی که بشود را سود بگیرید، یعنی مثلاً شما می گویید من کالای ۱۰۰۰ تومانی را به یک فرد غریبه اگر ۱۵۰۰ بدهم انصاف است و اگر ۱۴۰۰ هم بدهم باز انصاف است، پس من بالاترین قیمتی که انصاف است تا بیشترین سود را ببرم، می فروشم.
بعضی ها این را اینگونه تعبیر می کنند که هر چقدر از تو خریدند (هر چقدر تیغتان برید)، بفروشید، نه این معنا را ندارد چون گاهی ممکن است شخصی از روی اجبار بخواهد جنسی را از شما خریداری کند.

معاملات حرام از دیدگاه خداوند

یکی از جرم هایی که مردم خیلی راحت انجام می دهند و خداوند ذات این معاملات را حرام اعلام کرده است این دسته از معاملات است که مثلا شخصی بدهی دارد و به خاطر این بدهی، خانه خودش را ۵۰۰ میلیون تومان قیمت گذاری کرده است در حالی که قیمت واقعی خانه در همان موقع ۶۰۰ میلیون تومان است،اگر شما آن را ۵۰۰ میلیون تومان از او بخرید معامله حرام است.
حتی با اینکه آن شخص خودش راضی است ولی باز هم آن معامله حرام است، چون رضایتش از قلب نیست بلکه از روی اجباری است که بر او واقع شده است، یعنی اگر بخواهید این معامله حلال باشد باید ۶۰۰ میلیون تومان بدهید.
در حالی که امروزه اکثر مردم منتظر چنین معاملاتی هستند و اصلا کارشان این است، مثلا دادگاه حکم داده و خانه ای را از کسی گرفته است و مجبور هستند که کارشناس ببرند و خانه را قیمت گذاری کنند که اکثرا هم به یک عدد پایین‌ تری قیمت می دهند این افراد در صف چنین مزایده هایی که دادگاه ها می گذارند می روند و با پایین ترین قیمت آن ها را خریداری می کنند.
پس هم در فروختن و هم در خریدن باید همان قدری که انصاف است، معامله انجام شود اگر غیر از این باشد معامله حرام است.
اگر برای مومن و هم کیش خودتان بود آنجا می توانید یک مقداری قیمت را پایین تر بیاورید.

آیات قرآن درباره کافران و مومنان

کافران گمان نکنند که اگر دنیایشان خوب است این برای آن ها بهتر است، قرآن می فرماید “انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین” ما خواستیم این افراد گناهانشان را زیاد کنند و برایشان عذاب خوار کننده ای در نظر گرفتیم.
پس این درباره کافرها می باشد اما خدا درباره مومنین آیه دیگر آورده است آن جا که می فرمایند “قل من حرم” چه کسی زینت هایی که خدا برای بندگانش خلق کرده است را حرام کرده است.
بعد می فرماید “قل هی و خالصه یوم القیامه” این برای مومنین در دنیا است و در قیامت خدا همه آن را برای مومن خلق کرده است. امام صادق در رابطه با همین آیه می ‌فرمایند “آیا گمان کردید کافر در نظر خدا ارزشی داشت که به خاطرش بخواهد پشه ای خلق کند یا جرعه آبی به او بدهد”، یعنی خلق شدن این نظام خلقت و این زینت و زیور هایش برای مومن است.
بعد می فرمایند “انما حرم رب قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم” بگو خدا فقط فاحشه گری های ظاهری و باطنی را حرام کرده است، برعکس زینت هایی که خدا برای بندگانش خارج کرده است این ها متعلق به مومن است.

ثروتمندی و رابطه آن با آخرت

پس اینجا شرط لازم و کافی است یعنی به این معنی نیست که هر کس دنیای خوبی داشته باشد حتما آخر خوبی هم دارد، این تفکر که مذهبی ها اعتقاد دارند که برای آخرت خوب باید دنیا بدی داشته باشند و در کلام خیلی از عرفا اینطوری بیان شده است که مثلا عارف ما فقیر بود و چیزی نداشت که بخورد، این ها باطل است.
امامان ما، رسول الله و حضرت خدیجه سلام الله علیها ثروتمند بودند و ثروتمندی نه تنها با آخرت تضاد ندارد بلکه آن چیزی که آخرت را راحت می کند و آن را به جایگاه خوبی می رساند، ثروتمندی است، ولی باز هم نه هر ثروتمندی، ممکن است ثروتمندی باشد که ثروتش را در راه خدا خرج نکند است.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



3 پاسخ