
اثر اول: یقین بر برتری تجارت بر سایر مشاغل
اگر سرچ کنید سخت ترین شغل چیست می بینید که نظرات متفاوتی می آید از جمله کارگری معدن، جوشکارهای صنعتی، برقکاری صنعتی، بعضی از بخش های نظامی آتش نشان ها، چوب برها، خلبان ها و خیلی از شغل های دیگر.
حالا یک زحمتی بکشید و این افراد را به تجارت دعوت کنید.
می بینید که می گویند نه.
چرا؟
چون سختی ای که در تجارت هست در هیچ یک از آنها نیست.
سختی تجارت فیزیکی نیست بلکه سختی های آن شغل ها عموما فیزیکیست.
سختی تجارت نفسانیست.
شما در تجارت نه می شنوید و تکذیب می شوید اما در مشاغل دیگر تکذیب نمی شوید.
شما در تجارت باید تمام ۲۴ ساعت زندگی تان همان شخصیت تاجرانه را حفظ کنید در حالیکه سایر شغل ها ساعت کاری مشخصی دارند.
تجارت نیازمند شجاعت، دلاوری، ایستادگی، جرأت، فروتنی و بسیاری از صفات نیکوی دیگر است که پدید آوردن آنها کار دشواریست.
و مهمتر از همه اینها که تجارت را از سایر شغل ها سخت تر می کند آنست که تجارت عقل می خواهد تفکر می خواهد اندیشه می خواهد.
همان چیزی که اکثر مردم نصیب و بهره اندکی از آن برده اند با آنکه بارها شنیدند یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت است.
و چون این سختی ها در تجارت هست فقط یک چیز می تواند تاجر را در این مسیر محکم کند.
عشق.
عشق پاسخ همه سختی هاست.
نه عشقی از روی هوس و احساس بلکه عشقی از روی عقل و منطق.
وقتی من به این یقین برسم که هیچ شغلی در این عالم به گرد تجارت نمی رسد چگونه می توانم آن را کنار بگذارم و به کار دیگری روی بیاورم؟
احتمالا دیده اید یا شنیده اید کسانی را که پشت سر آراد بدگویی می کنند که من وارد آراد شدم و جواب نگرفتم پس آراد بد است.
از آن شخص بپرسید فلانی تو یقین داشتی که تجارت برترین شغل است و سپس در این مسیر تلاش کردی و جواب نگرفتی؟
می گوید بله.
سپس از او بپرسید الان چه کاره ای؟
می بینی اکثرشان هر شغلی را دارند جز تجارت.
حال بپرسید گیرم آراد کثیف ترین مخلوق خدا بر روی زمین.
تو چرا تجارت را کنار گذاشتی؟
در پاکی و درستی تجارت که شکی نبود.
اگر واقعا یقین داشتی تجارت نجات دهنده توست چرا نجات دهنده ت را کنار گذاشتی؟
به زعم تو آراد ناپاک اما حتما خداوند پاکانی در این زمین قرار داده.
تو می رفتی با آن پاک ها تجارتت را راه می انداختی.
اصلا گیرم همه دزد همه کلاهبردار و هیچ پاکی در زمین خدا نیست.
تو تجارتت را تنهایی آغاز می کردی.
با همان روش های رایگانی که وجود داشت و دارد.
پس قبول کن که یقینی بر تجارت نداشتی و طبیعیست که هر کسی یقینی بر کاری نداشته باشد به موفقیتی در آن کار نمی رسد پس شکستت را خودت گردن بگیر و بر گردن دیگری نینداز.
حال ممکن است عده ای هم بگویند ما آراد را خراب می دانیم اما خودمان در حال حاضر تجارت می کنیم.
از آنها بپرسید چه کسی اولین بار تجارت را به شما فهماند و شما را به تجارت دعوت کرد؟
آیا غیر از اینست که آراد ابتدا شما را با تجارت و مزایایش آشنا کرد؟
حالا شما آنکس که شما را از گمراهی نجات داد و با نور آشنا کرد را ناپاک می خوانید و خودتان را پاک می دانید؟
آیا غیر از اینست که شما پیش از آراد حتی نمی دانستید تجارت را با کدام ت می نویسند و اصلا در مخیله تان نبود که شما هم بتوانید تاجر شوید.
نهایتش اینست که شما مبلغی به آراد پرداختید و جواب نگرفتید.
اگر ذره ای درک می کردید همینکه آراد راه درست را به شما نشان داد و به شما فهماند باقی مانده عمرتان را در مشاغل دیگر هدر ندهید و شما هر ماه فقط مبلغ ۱۰ میلیون تومان به خاطر همین تلاش آراد برای فهماندن راه درست پولسازی جلو افتادید آنگاه می بینید که نفع آراد چقدر در زندگی تان پر رنگ بوده است و آن پولی که روز اول دادید در مقابل این خیر و برکت هیچ است.
و انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است.
ما چه انتظار بیخودی داریم که این جماعت سپاسگزار باشند.
اما اینها را فقط برای یاران خودمان نوشتیم تا هر جا چنین سخنان بیهوده ای شنیده اند سخن به ظاهر منطقی آنان موجب فریب خوردنشان نشود.
با آنکه نویسنده پیش از نوشتن این مقاله نیت نداشت چنین بحثی را مطرح کند اما قلم بر این مدار رفت و ما هم جلویش را نگرفتیم.
برگردیم به بحثمان.
پس تاجر برای آنکه در تجارتش پرصلابت بماند باید هر روز یقینش را به برتری تجارت زیاد کند.
وقتی یقینم زیاد شود عاشق تجارت می شوم.
و وقتی عاشق شدم هر سختی در راه معشوق ببینم نه تنها مرا سخت نمی آید بلکه سختی در راه معشوق برای عاشقان جز عسل و شیرینی نیست.
نگویید من که فهمیدم تجارت خوب است پس دیگر لازم نیست درباره برتری اش نسبت به سایر مشاغل بدانم و بخوانم.
بلکه هر روز لازم است این ها را با خودتان مرور کنید.
در اینترنت جستجو کنید درباره احادیث و روایات تجارت.
و یا سرچ کنید نقش تجارت در کشورهای پیشرفته دنیا و تحول آنها چه بوده است؟
از هر مدلی به تجارت نگاه کنید می بینید که تنها شغل نجات دهنده جوامع بشری تجارت است و لاغیر.
پس اگر تاجرید اگر می خواهید در تجارت روز به روز موفقتر شوید اولین اثر اینست که یقینتان روز به روز بر تجارت بیشتر شود.
یا خودتان باید تحقیق و تفکر کنید و این یقین را زیاد نمایید یا دیگرانی باشند تا در گوشتان بخوانند و این یقین را زیاد کنند.
پیشنهاد ما خواندن همین مطالب روزانه سایت و کامنت های عزیزان آرادیست که وقتی با این ها انس بگیرید دیگر نمی توانید تجارت را رها کنید.
وقتی اطراف من را دوستان و رفیق هایی پر کرده اند که هیچ درکی از تجارت ندارند دیر یا زود مرا هم به همان مشاغل پیشین خواهند برد.
و چه دردناک است گمراهی پس از هدایت و تاریکی پس از روشنایی.

اثر دوم: لید و سیگنال
تاجر یعنی کسی که می خرد و می فروشد.
پس هم نیاز به تامین کننده دارد و هم مشتری.
به تامین کننده و مشتری بالقوه سیگنال گفته می شود.
سیگنال ها خودشان در ابتدا لید بوده اند.
لیدها همان سرنخ های اولیه تجاری هستند که بعضی هایشان فیک Fake و غیرواقعی و بعضی ها ریل Real و واقعی اند.
واقعی هایشان می شود سیگنال.
لید و سیگنال ها با تبلیغات به دست می آید.
تبلیغاتی که هر روزه گران و گرانتر می شود.
اما در این میان مسیرهای رایگانی هم وجود دارد.
پس باید بخشی از زندگی ام به انجام کارهایی که مرا به لید و سیگنال می رساند اختصاص یابد.
- تبلیغات در کمپین های تبلیغاتی اینترنتی و غیراینترنتی که البته پولی است و برای کسانی که فاکتور مخصوص این را دارند توسط آراد انجام می شود و آرادی ها می توانند از طریق تیکت زدن به آراد یوزر سیگنال هایی که راستی آزمایی و جداسازی شده را دریافت نمایند.
- تولید محتوای جذاب و یونیک و انتشار آن در سایت خود یا سایت آراد به عنوان پست مهمان
- انتشار محتوای خوب و وایرالی برای شبکه های اجتماعی مخصوصا لینکدین، تلگرام، واتس اپ، اینستاگرام، ایتا و سایر شبکه ها
- ارتباط حضوری، تلفنی، پیامکی با فعالان مرتبط با جامعه هدف تجارت خودم.
و همه آنچه درباره لید و سیگنال نیاز است آموزش ببینید در پلتفرم دوره جامع لید و سیگنال می توانید ببینید و این پلتفرم در حال افزایش محتوا هم می باشد.

اثر سوم: تقویت قدرت مذاکره
یک تاجر بعد از لید و سیگنال باید مذاکره کند.
هر چقدر بهتر مذاکره کند پولش زیادتر می شود.
مدرسه تجارت و پادکست های آموزشی استاد تالیا به شدت قدرت مذاکره تان را افزایش می دهد.
من باید به عنوان تاجر هر روز خودم را مکلف کنم تا وقتی را هرچند اندک به اندازه نیم ساعت به افزایش قدرت مذاکره تجاری ام اختصاص دهم.
مذاکره بسیار فرّار است یعنی اگر از فضای تمرین و تکرار و آموزشش دور شوید ظرف مدت کوتاهی دوباره قدرتتان را از دست خواهید داد.

اثر چهارم: محصولم را بهتر بشناسم.
هر چقدر شناخت تخصصی و فنی تاجر از محصولش بیشتر شود موفق تر خواهد بود چرا که مردم اعتماد ویژه ای به متخصصین دارند و اعتماد هم از ارکان تجارت است.
پس باید از فرصت ها استفاده کنیم و دانشمان را به محصولمان افزایش دهیم.
اثر پنجم: قدرت تامینم را افزایش دهم.
هر چقدر قدرت تامین یک تاجر بیشتر باشد فروشش زیادتر می شود.
قدرت تامین یعنی چه؟
یعنی محصولات باکیفیت تر را بتوانم در اختیار داشته باشم.
یعنی قیمت محصولاتم رقابتی باشد و یک مزیت برای مشتریانم به حساب بیاید.
یعنی انواع و مدل های مختلفی از محصولم را در اختیار داشته باشم.
یعنی تامین کننده ام بتواند در بسته بندی های مختلف این محصول را در اختیارم بگذارد.
یعنی تامین کننده ام مرا دور نزند.
یعنی تامین کننده ام حاضر باشد با شرایط متفاوت و گوناگون مشتریانم از حیث نحوه دریافت پول و گرفتن بار با من هماهنگ شود.
و خیلی موضوعات دیگر شبیه اینها.
اثر ششم: قدرت حمل و نقلم را افزایش دهم.
یعنی بتوانم محصولم را به همه جای جهان با کمترین قیمت و سریعترین زمان ممکن ارسال کنم.
و این مستلزم ارتباط با شرکت های حمل و نقل و آشنایی با مقررات آنهاست.
مطالعه و تحقیق درباره حمل و نقل هم کمک زیادی به قدرتمند شدن در این باره می کند.
اثر هفتم: قدرت دریافت پولم را زیاد کنم.
این اثر ویژه تاجران صادراتی است و داخلی ها خیلی درگیر این موضوع نیستند اما برای صادرات چگونه گرفتن پول و دور زدن تحریم ها موضوع بسیار حیاتی و مهمیست.
لازم به ذکر است که در پلتفرم مکتب تجارت و راستی درباره موضوعات اثر چهارم تا هفتم به تفصیل صحبت خواهد شد.
امیدواریم با پررنگ شدن این آثار در زندگی های تاجرانه مان، خوشبختی ها را به سمت خودمان سرازیر کنیم.
نوری از بزرگان
و مزین می کنیم مقاله مان را به کلام مولا علی امیرمومنان علیه السلام که فرمودند: حق را نشناخت و به آن عمل نکرد مگر کسی که پیش از آن باطل را شناخت و از آن دوری گزید.
ما هیچ وقت این آثار در زندگی هایمان نمی نشیند مگر وقتی که با همه وجودمان فهمیدیم یک سری هم نشینی ها یک سری دیدن ها، یک سری شنیدن ها که به ظاهر لذید و گوارا هستند چیزی نیستند مگر اتلاف وقتمان و سوق دادن ما به زندگی های فلاکت بار.
پس آنها را بشناسیم و از آنها بیزار شویم و کنارشان بگذاریم تا وقت هایمان آزاد شود.
تا وقت داشته باشیم آثار نیکوی تجارت را در زندگی هایمان به جریان در بیاوریم.
و نیست توفیقی مگر از جانب خدا.