۹ نکته کوتاه اما بسیار جذاب که نیاز است تا درباره اش با هم صحبت کنیم.

۹ نکته کوتاه اما بسیار جذاب که نیاز است تا درباره اش با هم صحبت کنیم.

خدمات آراد برندینگ

هر مهارت تجاری، پلی به سوی ثروت بیشتر

در طول یک ماه گذشته موضوعاتی مطرح گردید که هر کدام از آنها به تنهایی کوتاه بودند و صلاح نبود به تنهایی تحت عنوان یک مقاله به آنها پرداخته شود.
از اینرو آنها را جمع کردیم و امروز آنها را با هم در قالب این خبر که خبری طولانی است مطرح می کنیم.
 

۱. استفاده از کلمات منفی زندگی تان را مثبت نمی کند و منفی تر می کند.

در کامنت ها شاهد این هستیم که برخی از آرادی ها اصرار دارند از این عبارت استفاده نمایند.
"
درست است که من هنوز به پول نرسیدم اما ...
یا
من هنوز فروش نداشتم اما ...
یا
من با اینکه هنوز تجارتی انجام ندادم اما ...
و شبیه اینها که قالباً بعد از اما موضوع خوبی را هم بیان می کنند.
سوال:
قصدتان از گفتن این کلمات منفی چیست؟
۱. به دیگران بفهمانم آراد آنگونه که فکر می کنند خوب نیست و بدی هایی دارد و اگر کامنتم را می خوانند دیگران از همکاری با آراد سرد شوند.
اگر اینست که واقعا چه بگوییم؟
چون با این ساختارهای برندسازی گسترده ای که امروز آراد برای تاجران در حال پیاده سازی اش می باشد هر کس که از این به بعد فروش نداشت فقط یک معنی دارد و لاغیر.
اگر امتیاز جمع کند و صبور باشد به دلیل برندسازی ها حتما به زودی سیگنال های زیادی خواهد داشت.
و اگر مذاکره را با دقت آموزش ببیند هم حتما فروش خواهد داشت.
پس نداشتن فروش و نرسیدن به پول حکایت از جمع نکردن امتیازها و ندیدن آموزش ها و اعمال بسیار غلطی دارد که این فرد در گذشته مرتکب شده است.
۲. هیچ قصد خاصی ندارم فقط دوست دارم همواره معترض باشم و به دیگران ضعف هایم را برسانم.
خب عزیز من وقتی می نویسی من هنوز فروشی نداشته ام بعد در انتها می نویسی تاجر فلان محصول به خدا هیچ کس تو را تاجر حساب نمی کند.
اگر قرار باشد کسی برایت ذره ای هم اعتبار قائل باشد همه آن اعتبار با همان جمله ات از بین می رود.
ما هر بار که چک کردیم و کسانی که اینگونه جملات را می نویسند بررسی نمودیم دیدیم که بیش از ۹۹ درصدشان آموزش های مدرسه تجارت را اصلا نمی بینند و جدی نگرفته اند.
خب چرا باید بفروشند؟
چرا باید به پول برسند؟
اگر قرار باشد کسانی که آموزش ها را می بینند هم به پول برسند و کسانی هم که نمی بینند به پول برسند پس یعنی آموزش ها هویج است؟
هیچ نقشی ندارد؟
دقیقا درست همین است که عده ای به فروش و پول نرسند.
همینکه عده ای می گویند به فروش نرسیده ام یعنی مدرسه تجارت بسیار ضروری است که کسانی که آموزش هایش را جدی نمی گیرند به جایی نمی رسند.
۱ درصد باقی مانده یا هنوز زمان کوتاهیست که وارد شده اند و یا آموزش ها را می بینند اما عمل نمی کنند.
مثلا می گوید خب من هنوز سیگنالی ندارم.
خب همین یعنی پلتفرم لید و سیگنال را اصلا ندیده ای و یا اگر دیده ای به حرف هایش هیچ اعتنایی نداشته ای.
وگرنه از لینکدین باید سیگنالی می داشتی.
از گروه های تلگرامی باید سیگنالی می داشتی.
از تولید محتوا و سایت و غیره و غیره باید سیگنالی می داشتی.
از گوگل مپ.
از سایت های b2b و b2c باید دنیایی سیگنال می رسیدی.
همینکه می گویی سیگنالی نداشتم یعنی فقط تماشاچی هستی.
هر چند بعید است تماشاچی منظمی هم باشی.
رفتار این افراد شبیه کسیست که مهمانی می رود و به صاحبخانه می گوید:
من از غذایتان هیچ استفاده ای نکردم اما ...
چقدر دل صاحبخانه می گیرد؟
در دلش می گوید غذا که بود تو نخوردی چرا اینگونه دل مرا می شکنی؟
اینجا مراد از صاحبخانه آراد نیست بلکه خداست.
روزی دهنده من و شما کیست؟
تجارت سنت کیست؟
وقتی می گویی من هنوز به پول نرسیدم یعنی یاایها الناس، آن خدای روزی رسانی که مردم را به سبب کتاب و فرستادگانش به تجارت فرا می خواند بدانید و مطلع باشید که من گوش داده و عمل کرده ام اما جواب نگرفته ام.
و خدا هم می گوید دروغ می گویی دروغگو.
اصلا گیرم آرادی نبود.
تو در تجارت ذره ای به اصولش عمل می کردی جواب می گرفتی.
چرا به گونه ای سخن می گویی که عمل کردی و جواب نگرفتی.
اصلا بحث آراد نیست.
تو در تجارت با فامیل و اقوامت هم در تجارت حلزونی صحبت می کردی می فروختی.
فکر کردی خداوند با این ادبیات پر از بی انصافی تو، تقدیراتت را عوض می کند و از فردا پول به سمتت سرازیر می نماید؟
اگر خدا را ذره ای شناخته باشی می فهمی که خداوند با اینگونه افراد و رفتارها دقیقا برعکس عمل می کند.
به فرمایش امام صادق علیه السلام: خداوند با اعتراض و نالیدن بندگان و نق و غر زدن هایشان و نیز عجله ای که در امور دارند به شتاب نمی افتد و تقدیراتش را زیبا نمی سازد بلکه با توکل، تلاش در مسیر درست و صبر و استقامت است که تقدیر بندگانش را نیکو می گرداند.
و نیز خداوند در کتابش گروهی از فقرا را مدح نموده که با وجود فقرشان اجازه نمی دهند دیگران از نداری شان مطلع شوند. سوره بقره آیه ۲۷۳
چرا که در دلشان می گویند اگر به دیگران بگوییم فقیر هستیم مردم می گویند پروردگارشان که رزاق است و آنها ادعا می کنند که او را دوست دارند هیچ رزقی به آنان نداده است و این خداوند را در نظر دیگران بد جلوه می دهد.
 

۲. مگس نباشید و زنبور عسل باشید.

تنها ذات بی نقص و بی عیب خداست و پیامبرانش و اوصیا و جانشینان آنان از اهل بیتشان.
و بقیه ما موجودات و مخلوقات عیب داریم.
شما در مواجه با هر پدیده ای می توانید مگس باشید یا زنبور عسل.
یعنی چه مگس باشیم یا زنبور عسل؟
روزی یاران رسول خدا که درود و رحمت خدا بر ایشان باد در اطرافش جمع شده بودند که پیامبر فرمودند:
ای اصحاب من مگس نباشید و زنبور عسل باشید.
پرسیدند یا رسول الله یعنی چه که مگس نباشیم و زنبور عسل باشیم؟
پیامبر ادامه داد:
روزی عیسی علیه السلام با یارانش از جایی می گذشتند که به جنازه سگی برخورد کردند که چند روزی بود که از مردنش می گذشت.
یکی گفت چه بوی گندی.
دیگری گفت ببینید چه بدنش پر از عفونت و کثیفی شده است.
دیگری ادامه داد اطرافش را هم که حشرات احاطه کرده اند.
آن یکی گفت ببینید موهایش چرا اینقدر زشت و کریه شده است.
از قضا این سگ مرده دندان های سفیدی داشت که خراب نشده بود.
عیسی علیه السلام فرمود: وای چه دندان های سفیدی.
سپس پیامبر ادامه داد: در این جهان چیزهای خوب و گوارایی هست و چیزهایی هم هست که بد و ناپسند است.
زنبورها از میان همه آفریده ها بر روی شیرینی ها می نشینند و مگس ها بر روی کثافات و نجاست ها.
پس شما مانند مگس نباشید بلکه مانند زنبور عسل باشید.
دقیقا این وصف حال عده ای از آرادی هاست.
همه می دانیم که آراد هم عیب و نقص دارد.
اکثر آرادی ها، شیرینی هایش را می بینند و با اینکه عیب ها را می دانند و می بینند اما از روی بزرگواری و علاقه ای که به آراد دارند به رویمان نمی آورند و می دانند که آراد در حال تکامل است و عیب هایش را برطرف می کند.
عده دیگری هستند که اگر هزار کلمه از ما بخوانند یک کلمه از خوبی هایش را نمی بینند و فقط مانند مگس بدی هایش را می بینند.
مانند همین دیروز که مقاله بسیار طولانی را درباره سختی و آسانی تجارت نوشتیم.
و شخصی بی هیچ مقدمه ای در کامنت نوشته بود:
"اصلا درست نیست که آراد مردم را سگ و خر و الاغ و گاو تشبیه کند."
و دیگر هیچ حرفی ننوشته بود.
مقاله ۵ هزار کلمه بود.
تو چطور هیچ چیز دیگرش را ندیدی همان چهار کلمه سگ و گاو و الاغش را دیدی؟
و کجا آراد، مردم را اینگونه خواند که پشت نقاب مردم خودت را مخفی می کنی؟
و چرا درباره بقیه موضوعات هیچ حرفی نزدی و فقط به این نکته چسبیدی؟
آیا این رفتار را شبیه رفتار مگس نمی بینید؟
الان هم در کامنت امروز می بینیم که کل متن و نکات را نادیده می گیرد و چون می خواهد خود را نزد دیگران موجه جلوه دهد می نویسد.
"آراد نباید مردم را با مگس شبیه کند."
در متن قبل هم نوشتیم که اکثر آرادی ها در دسته ای هستند که لذت می برند و عقل زیبایی دارند.
و اقلیتشان را مخاطب قرار دادیم سپس نگفتیم گاو هستند بلکه گفتیم کسی که از ظرفیت عقلش استفاده نکرده است از گاو هم بدتر است.
چرا که خداوند به گاو، عقل و ظرفیتی نداد و گاو است و این شخص ظرفیت عقل را داشته و مانند گاو رفتار می کند.
و این عین حدیث قدسی است که جبرئیل به پیامبر خدا فرمود: 
خداوند می فرماید گروهی از مردم از ملائک بالاترند و گروهی از چهارپایان پایین تر.
آنان که با بهره عقلشان، خود را از راه غلط باز می دارند از ملائک بالاترند چرا که ملائک اختیار حرکت غلط را ندارند و مرتکب نمی شوند و اینها دارند و مرتکب نمی شوند.
و آنان که با وجود عقلشان کار بی عقلی انجام می دهند از چهارپایان پایین ترند چرا که چهارپا عقل انتخاب راه درست را نداشت و نکرد و آنان داشتند و نکردند.
پس یادمان باشد که مگس نباشیم و زنبور عسل باشیم.
 

۳. آراد با استفاده از این کلمات سخیف، شأنش پایین می آید.

مَثَلُ ٱلَّذِينَ حُمِّلُواْ ٱلتَّوْرَىٰةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ ٱلْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًۢا ۚ بِئْسَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ ۚ
مَثَل کسانی که تورات را حمل می کنند اما به آن عمل نمی کنند مثل خریست که باری از کتاب می برد.
چه بد است مثال هایی که خداوند می زند درباره کسانی که آیات خدا را تکذیب می کنند.
سوره مبارکه جمعه آیه ۵
خداوند این گروه از یهودیان را به خری مثال زده و سپس می فرماید مثال های بد و بدتر از این را خدا برای اینها می زند و هیچ نگرانی هم از زدن این مثال ها ندارد.
مثال دیگر:
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ
سوره اعراف آیه ۱۷۶:
" و اگر می خواستیم او را بالا می بریم ولکن خودش زمین را برگزید و تابع هوای نفسش شد پس مَثَلش مثل سگی ست که اگر به او حمله ور شوی زبانش را بیرون می آورد و پارس می کند و اگر رهایش هم کنی زبانش را بیرون می آورد و پارس می کند. "
و شبیه این آیات در کتاب خدا فراوان است که خداوند صفتی را بیان می دارد و سپس می گوید اگر تو هم این صفت را داری فلان و بهمان.
اینجا تو اگر اینگونه نباشی و و اینها را نداشته باشی و  پس گاو و الاغ و سگ هم نیستی.
پس به تو بر نمی خورد.
اگر داشته باشی پس هستی و حتی به فرموده خدا بلکه گمراهتری.
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
ای پیامبر آیا گمان می کنی اکثر این مردم می شنوند و یا عقلشان را به کار می گیرند؟
(نه) این ها نیستند مگر مانند چهارپایانی بلکه راهشان از چهارپایان هم گمراهانه تر است.
 
سوال: آیا خداوند با استفاده از این کلمات به اصطلاح سخیف، شأنش کم شد؟
چرا باید کم شود؟
چه کسی شأن را تشخیص می دهد؟
اگر قرار بود این کلمات موجب کم شدن شأن شود خداوند آنها را به کار نمی برد.
قریب به اتفاق اکثر تاجرانی که موفق شدند و می شوند و خواهند شد لذت می برند از اینکه آراد بدون لفافه و بی پرده و شجاعانه در مقابل گروه تنبل می ایستد و آنها را به چالش وا می دارد.
آنها از اینکه آراد بین آنها و دیگرانی که بی تفاوتند فرق قائل می شود پر از شوق و خوشحالی می شوند.
این متن ها نه تنها شأن آراد را در نظر آنها کم نمی کند بلکه شأن آراد را زیاد هم می کند و به آنها می فهماند که آراد مانند برخی کاندیدای شعاری مجلس نیست که برای رأی جمع کردن به تملق و چاپلوسی مردم بپردازد تا آنها را فریب دهد.
بلکه آراد با این متن ها نشان می دهد که به وجود افراد سست و تنبل نیازی ندارد و همین موضوع باعث قوت قلب تاجران و کارمندان همدل می شود.
خدا می داند نویسنده وقتی مطلب را نوشت برایش مهم بود که رحمان گلزار چه می نویسد.
آتوسا غبرایی چه می گوید.
افسانه مجلسی چه نظری دارد.
فاطمه کاشی، بهمن وفایی، قسم فریدونی، قاسم بازیار، عبدالرضا اوجی، میلاد بهروزی، اویس معافی، مهدی یداله پور، روح الله کیانی فر و خیلی از بزرگوارانی که واقعا جا نمی شود اسمشان را بیاوریم اینها چه نظری دارند؟
که الحمدلله اکثر این بزرگواران قلبشان لذت برد چرا که آنها نیز در برخورد با مردم این موضوعات را لمس کرده بودند و از اینکه یکی صدای دل آنها شد به وجد آمدند.
سوال اینجاست که پس شأن آراد پیش چه کسانی پایین آمد؟
پیش کسانی که پیشتر هم آراد برایشان مهم نبود.
کسانی که یک روز به سایت می آیند و ده روز نمی آیند.
کسانی که چند وقت دیگر، هم آراد را بوسیده و کنار گذاشته اند و هم تجارت را.
کسانی که چه آراد در نظرشان عزیز باشد و چه ذلیل، اهل تلاش و فعالیتی نیستند و هیچ جای زندگی آراد وابسته اینها نیست و آنها نیز دلبستگی به آراد ندارند.
خب شأن آراد پیش اینها پایین بیاید یا بالا برود چه تاثیری دارد؟
آراد دنبال افزایش شأنش نزد شما نیست بزرگوار.
آراد دنبال اینست که چیزی بگوید تا شما را رشد دهد.
ما اگر بتوانیم با حرف ها و اعمالمان شما را پولدارتر کنیم حتی اگر شأنمان پایین بیاید باز هم می کنیم.
ندیدی پدری را که برای جور کردن هزینه جهاز دخترش گدایی هم می کند؟
گدایی شأن کمی دارد اما پدر می گوید من شأن به چه کارم می آید وقتی دخترم را ناراحت و افسرده گوشه اتاق می بینم.
شأن من در ازدواج دخترم است.
اگر قرار بود شأن آراد با این جور چیزها بالا یا پایین می رفت هیچگاه آراد به این نقطه نمی رسید.
 

۴. چرا آراد برخی اوقات از کلمات سخیف استفاده می کند؟

اگر بخواهید یک خانه دو طبقه را دو و نیم طبقه کنید چه می کنید؟

یعنی می خواهیم نیم طبقه یعنی به اندازه یک آلاچیق به بالا اضافه کنیم.

شاید نیاز به انجام کار خاصی نباشد و بتوان بالای طبقه دوم همان نیم طبقه را ساخت و یا نهایتا نیاز است کمی ستون های طبقات پایین تر را تقویت نماییم.

اگر بخواهیم دو طبقه را ده طبقه کنیم باید چه کنیم؟

درست جواب دادید.

دیگر نمی شود با تقویت و امثال اینها، ۸ طبقه را بر روی دو طبقه قبلی ساخت.

یک وقت است قرار است آراد بیاید درآمد ۱۰ تومنی شما را یازده تومن کند.

قرار است درآمد ۲۰ تومنی شما را ۲۴ تومن کند.

کافیست در هر شغلی که هستید حال تجارت است یا برخی از عزیزان که شغل های دیگر دارند چند نکته ساده بگوید تا افزایش دهد.

مثلا طرف مغازه دار است و درآمد ۱۵ تومانی دارد.

آراد به او می گوید با مشتریانت مهربانتر باش یا شماره هایشان را بگیر و کالاهای خوب که به دستت رسید به آنان پیامک بده تا فروشت بیشتر شود.

با این کارهای تقویتی درآمد ۱۵ می شود ۱۷.

آیا ۱۵۰ می شود؟

نه نمی شود.

هر کدام از شما یک ساختمانید.

یک باغید.

یک ملکید.

یکی دو طبقه است.

یکی پنج طبقه است.

یکی ده طبقه است و قص علی هذا.

اگر بخواهیم یک یا دو طبقه اضافه کنیم حرف های گوگولی مگولی آموزشی می تواند باعث رشد شما در این اندازه شود.

اما اگر بخواهیم دو طبقه را ده طبقه کنیم، صد طبقه کنیم، هزار طبقه کنیم باید چه کنیم؟

اولین کار چیست؟

آفرین.

باید دو طبقه را کاملا با خاک یکسان کنیم تا از نو بسازیم.

برای این کار چه می کنید؟

یکی با کلنگ به جان این خانه قدیمی می افتد.

یکی هم دستگاه های مکانیکی می آورد.

مانند لودری که می آورند و خانه را به سرعت تخریب می کنند.

مردمی که فقط همان لحظه خراب شدن خانه را می بینند می گویند عجب کار احمقانه ای که خانه دو طبقه اش را نابود می کند.

اما دیگرانی که می دانند قرار است همینجا برج ساخته شود می گویند عقل درست را همین فرد داشت که خانه کوچکش را به کل نابود کرد.

آیا با سلام و صلوات و حرف های عاشقانه و تو خوبی و من خوبم خانه دو طبقه خراب می شود؟

نه.

باید جسم سنگینی به این خانه قدیمی برخورد نماید تا آن را به طور کامل بهم بریزد تا همه سازه قبلی فرو پاشی کند.

حتی اگر بخواهند کوهی را خراب کنند اول باید با نارنجک با دینامیتی آن را متلاشی نمایند تا بتوانند جایش چیزی را بسازند.

در مطلب قبل گفتیم تجارت که سختی فیزیکی ندارد همه سختی اش روحی و ذهنی است.

بزرگترین ضربه های روحی هم با کلام است.

اگر چاقویی به کسی بزنی یک هفته بعد و یا یک ماه بعد و یا یکسال بعد خوب می شود.

اما کافیست کلام بدی را به همسرت یا مادرت یا خواهرت یا دخترت بگویی تا یک عمر از ذهنش پاک نشود و همواره درد بکشد.

اینست تاثیر کلام.

نویسنده در مطلب قبل به عمد از آن کلمات استفاده کرد.

وگرنه برگردید یکبار مطلب قبلی را بخوانید.

آیا نمی توانستیم به جای کلمه افتضاح از کلمه دیگری استفاده کنیم؟

مثلا بگوییم گذشته اش را در راه درستی مصرف نکرده است به جای آنکه گفتیم گذشته اش افتضاح بوده است.

یا به جای لرزیدن سگ بگوییم هوا چنان سرد است که سرما همه استخوان آدمی را می سوزاند.

یا به جای خر و الاغ و گاو بگوییم عقلش را به درستی استفاده نکرده است و مانند کودکان فکر می کند.

اگر همین چهار پنج اصطلاح را عوض می کردیم سخیف بودنش از بین می رفت.

درست است؟

اما دیگر دردناک نبود.

باعث بهم ریختن خواننده نمی شد.

نویسنده عامدانه از این کلمات استفاده کرد تا مانند پتکی، لودری یا بولدزری به درون خفته مخاطبش ضربه بزند.

چرا که می خواهد او را بکوبد تا از نو بسازد.

ساده اندیشان خراب کردنش را دیدند و خردمندان ساختن بعدش را.

چرا قدیمی ها با این کلمات بهم نریختند و حتی در دلشان خندیدند؟

یک قدیمی را ندیدیم که معترض شود و هر که معترض شد تازه وارد بود.

چونکه این ترفند آراد را می شناسند و می دانند که برای نابود کردن نیست بلکه این نابود کردن مقدمه ساختن بعد از آنست.

چون پیشتر خودشان هم مورد عنایت این کلمات قرار گرفتند.

چون همین کلمات باعث یک تلنگر اساسی در ذهنشان شد.

و چقدر پیام هایی از این دست در خبر دیروز داشتیم که من واقعا بهم برخورد و میخواهم خودم را عوض کنم و درست شم.

یقینا شما درست می شوید چون اراده این کار را دارید.

ما هم تمام قد کنارتان می ایستیم.

عده ای هم بودند که نوشتند بهم برخورد و میخواهم از آراد انصراف بدم.

و می خواهد نویسنده را تحت تاثیر قرار دهد که دیگر اینگونه ننویسد و عذاب وجدان بگیرد که یک نفر با کلمه او از مسیر تجارت و خوشبختی دور شد.

یعنی آراد با همه مدیران ارشدش، با همه مشاوران و پشتیبانان و کارمندانش، با همه مدرسه تجارت و مکتب تجارت و راستی و پلتفرم لید و سیگنالش، با همه نمایندگان خارجی اش نتوانست او را عاشق خود کند و نگه دارد.

همین چهار تا کلمه سگ و گاو و الاغ و خر نویسنده باعث جدایی اش شد؟!!!! 😁

به بحث برگردیم.

ما حاضریم شأنمان کم شود هر چند معتقدیم این کلمات شأنمان را کم نمی کند اما واقعا حاضریم حتی شأنمان کم شود اما تو رشد کنی؟

معتقدیم همین تعاریف شأن و امثال اینها باعث شده عده ای از بزرگان کشورمان با مردم حرف هایی را که باید بزنند نمی زنند.

مثلا باید با جوانان درباره زشتی خیلی از گناه های سخیف حرف زده شود و گفتمان به راه بیفتد اما می گویند اگر فلان عالِم درباره این ها حرف بزند شأن عالم پایین می آید.

و همین شأن و شأن بازی ها ما را در خیلی از امور پایین کشانده است.

ما در آراد این شأن بازی ها را نداریم.

شما پولدار شو شأن ما محفوظ است.

ما هر کار حلالی که موجب پولدارتر شدن تو باشد می کنیم خواه شأن ما پایین بیاید یا نیاید.

شأن ما تویی عزیز دلم.

پیشرفت تو.

عزت تو.

پول داخل جیبت.

صفرهای جلوی یک حساب بانکیت.

رضایت همسرت از ورودت به تجارت.

علاقه فرزندانت به تجارت بخاطر اینکه اسباب بازی های بیشتری برایشان می خری.

اینها شأن ماست.

مابقی حرف ها گزافه ای بیش نیست.

 

۵. نویسنده باید کوتاه تر بنویسد تا خواننده خسته نشود.

درد ما اینست که باید کارهایی که وظیفه مدرسه بود و انجام ندادند.

وظیفه دانشگاه بود و انجام ندادند.

وظیفه خانواده ها بود و انجام ندادند.

وظیفه ارگان های فرهنگی بود و انجام ندادند.

وظیفه نهادهای آموزشی بود و انجام ندادند.

وظیفه .... بود و انجام ندادند. سه نقطه را خودتان پر کنید تا برای ما دردسر نشود.

برای رشد آرادی ها باید همه کارهای انجام نداده آنها را هم خودمان انجام دهیم.

به مثالی از استاد تالیا شما را توجه می دهیم.

پارچی بود که درونش آب بود.

خاکی درون آب ریختند.

برای اینکه آب دوباره زلال شود باید چه کرد؟

باید بر روی آن آب ریخت.

چقدر آب؟

شاید بیش از صد پارچ آب.

باز هم مانند آب روز اول نمی شود.

اگر مردم از همان کودکی که فطرت هایشان پاک بود و افکار بیهوده آنها را احاطه نکرده بود پول را مقدس می دانستند و درباره تجارت که آسانترین و بیشترین مسیر پولسازی است ورود می کردند بسیار راحت می شد تجارت کرد و کشور را نجات داد.

اما چه کنیم که این نشده است؟

آب همان علوم است.

علم و دانشی که در ذهن های ما گنجانده می شود.

برای پاکسازی این علوم بیخود و بی ارزش که سال ها در ذهن ما ریخته اند نیاز است حجم زیادی از علوم درست ریخته شود تا قبلی ها از بین رود.

نویسنده اگر بخواهد کوتاه بنویسد.

اگر آراد بخواهد محتوای تولیدی رسانه اش را کم کند.

می دانید چقدر زمان می برد تا ذهن ها درست شوند؟

حداقل ده سال.

آیا شما ده سال حاضرید بیایید و هر روز مطالب کوتاه ما را بخوانید تا پولدار شوید؟

پس مجبوریم در هر روز حجم زیادی از اطلاعات را ارائه کنیم.

می گویی خسته می شوی؟

خب عزیز دل تو همان دو خط اول را بخوان و دیگر نخوان.

چرا می خواهی دیگران را از این علوم محروم کنی؟

چون تو خسته می شوی؟

آیا می خواهید آراد تولیداتش را کم کند تا ببینیم آرادی های عاشق چگونه بهم می ریزند؟

تو با آراد انس نداری و خسته می شوی.

وگرنه عاشق کجا از همنشینی با معشوق خسته می شود؟

تو هر چقدر توانت می کشد همراهی کن و هر جا خسته شدی برو عزیزم.

اما دیگران را از این خیر محروم نکن.

همین مدت کوتاه که پخش زنده ها حذف شد چقدر از آرادی ها ابراز نمودند که دلمان تنگ شده است.

آنها از اینکه آراد، کم محتوا تولید کند ناراحت می شوند.

همین منِ نویسنده چنان در دلها جا باز کرده ام 🥳 که اگر چند روز ننویسم دلهایی به غصه خوردن می افتند. 😎

ضمنا یک سوال را جواب بده.

تو آمده ای در آراد تا ما را شبیه خودت کنی یا خودت شبیه ما شوی؟

اگر قرار باشد آراد بشود آنگونه که تو می پسندی درآمدهای ما هم می شود شبیه درآمدهای تو؟

اما اگر تو بشوی آنگونه که ما می پسندیم درآمدهای تو می شود شبیه درآمدهای ما.

کدامیک به عقل نزدیک تر است؟

ما شبیه تو شویم یا تو شبیه ما شوی؟

پس تمرین کن به جای تغییر ما به سبک خودت، خودت را به سبک ما تغییر دهی.

 

۶. خبر خوش: بازگشت پخش زنده

به زودی پخش زنده به ساختار آراد برندینگ باز خواهد گشت.

همینجا اطلاع می دهیم که سالگرد تولد ۱۷ سالگی آراد برندینگ که از فردای آن روز آراد وارد ۱۸ سالگی اش خواهد شد در تاریخ ۱۸ اسفند به صورت پخش زنده پوشش داده خواهد شد.

سخنرانی ریاست آراد برندینگ در اول سال جدید ۱۴۰۳ را در پخش زنده خواهیم داشت.

پوشش مراسم شب های قدر را در پخش زنده خواهیم داشت.

و احتمال دارد برنامه های دیگری نیز در این میان به صورت پخش زنده اجرا و اطلاع رسانی شود.

 

۷. برخی از مطالب سایت آراد برندینگ تکراری است.

برخی از تاجران بزرگواران این نقد را دارند که برخی از مطالب تکراری است.

مثل برخی از موضوعات آموزشی، برخی از مستندات، برخی از حرف ها و امثال اینها.

درست است.

و همین بزرگواران هم قبول دارند که خیلی از حرف ها هم تکراری نیست.

نکته اول اینکه ما در آراد هر روز تاجر تازه وارد داریم.

برای شما اگر تکراریست برای آن بزرگواران جدید است.

نکته دوم اینکه تکرار در بسیاری از موضوعات مهم، ضرورت است.

آیا نمی بینی که خداوند در کتابش درباره احقاف، اصحاب اخدود و خیلی از کلمات دیگر فقط یک بار سخن به میان آورده اما درباره حمد و ستایش ذات خودش، دنیا و آخرت، اطاعت از پیامبر و خیلی از موضوعات دیگر ده ها و شاید صدها بار سخن گفته است؟

به فرموده قرآن: و یادآوری کن که یقینا تکرارها و یادآوری ها مومنان را سود می بخشد. سوره ذاریات آیه ۵۵

ما اگر هر روز ده بار درون خودمان این آیات و احادیث را تکرار کنیم جا دارد:

روزی بر ده قسم است که نه قسم آن در تجارت است.

تجارت کنید تا از آنچه در دستان مردم است بی نیاز شوید.

مردانی الهی هستند که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا باز نمی دارد.

تاجر جسور پر رزق است و تاجر ترسو محروم.

سه گروه بی حساب وارد بهشت می شوند: امام عادل، تاجر راستگو، پیر زن یا پیرمردی که همه عمرش در اطاعت خدا گذشته باشد.

و ...

اولی که مخصوصا امام معصوم است.

سومی هم که خدا را شکر آنقدر در گذشته نافرمانی کرده ایم که به ما نمی رسد.

می ماند دومی که تنها راه است و ما ان شاءالله از همین راه وارد می شویم.

تکرار هر روزه اینها موجب عزم جدی ما در تجارت می شود.

همین دیروز بود که در کامنتی خواندیم: مرا بدگویی کسی درباره آراد از تجارت دور کرد.

الحمدلله که این فرد متوجه اشتباهش شد و برگشت.

اگر با خودش هر روز این تکرارها را می گفت و انجام می داد اگر بدترین بدی را هم می شنید نمی رفت.

چرا؟

چون با خودش می گفت من باید تاجر شوم و هیچ راه دیگری ندارم.

جز آراد هم که کسی دغدغه مند مردم نیست تا از آنها تاجر بسازد.

حال گیرم همه این حرف ها درباره بدی آراد درست باشد، من راهی جز تجارت و آراد ندارم.

با بدی هایش هم کنارش می مانم.

مگر الان با همسرم که مانده ام بدی ندارد؟

مگر فرزندم بدی ندارد؟

مگر پدر و مادرم بدی ندارند؟

مگر فامیل و اقوام بدی ندارند؟

آراد هم بدی دارد مانند پدرم مانند مادرم مانند همسرم مانند دخترم مانند پسرخاله ام مانند فلان رفیقم که با وجود بدی هایشان هنوز هم با هم هستیم.

کنار آراد هم می مانم ان شاءالله آراد هم بدی هایش را اصلاح می کند همانگونه که امید دارم اطرافیانم بدی هایشان را اصلاح کنند.

اصلا اینها به کنار.

آیا خودم بدی ندارم؟

واقعا خودم معصومم؟

پس باید خودم را هم کنار بگذارم.

مگر می شود انسان خودش را ترک کند؟

پس باید بگوید:

من هم بدی هایی دارم آراد هم بدی هایی دارد.

چرا به آراد می رسیم می خواهیم آن را با خدا و پیامبر و امام صادق علیه السلام مقایسه کنیم؟

وقتی به خودمان می رسیم می گوییم انسانیم و جايزالخطا.

آراد هم خطا و عیب دارد من و شما هم داریم.

دو تا معیوب با هم می سازیم دیگر.

اصلا بگذار درباره ما آرادی ها اینگونه بگویند:

جماعتی بزرگ از معیوب ها که در یک مجموعه معیوب دور هم جمع شده اند و با توکل به خدا و تمسک به سنت پیامبر خدا می خواهند عیوبشان را کم نمایند.

اگر اینگونه بگویند شأنمان کم می شود؟

نه والله.

خدا و پیامبرش می دانند که معیوبیم اما دوستمان دارند چون روز به روز عیب هایمان را کم می کنیم و همین برای خدا موضوعیت دارد که بیخیال و بی عار نیستیم.

پس تکرار موضوعات مهم اراده هایمان را محکم نموده و القائات منفی را از ما دور می کنند.

 

۸. چرا آراد به موضوعات احساسی می پردازد؟

عده ای البته بسیار اندک در انتهای کامنت ها می نویسند:

به جای پرداختن به این موضوعات انگیزشی و احساسی به موضوعات تکنیکی و فنی تجارت بپردازید.

اولین کاری که می کنیم اینست که می رویم اسمشان را در مکتب تجارت و راستی، پلتفرم لید و سیگنال که کاملا موضوعات تخصصی می باشد بررسی می کنیم می بینیم حتی یک چراغ سبز هم ندارد.

واقعا تو دنبال مطالب تکنیکی تجارتی؟

چرا پس هیچ حضوری در قسمت هایی که آراد به موضوعات تکنیکی تجارت می پردازد نیستی؟

دنیایی اطلاعات تکنیکی و فنی تجارت موجود است.

مدرسه تجارت

پادکست آموزشی

پلتفرم لید و سیگنال

مکتب تجارت و راستی

آراد یک بسته کامل را می خواهد ارائه دهد.

تاجر به موضوعات تکنیکی نیاز دارد به انگیزه هم نیاز دارد.

تاجر است و قبل از تاجر بودنش انسان بوده است.

انسان احساس می خواهد و ما باید احساسش را هم ببینیم.

و این تفاوت ارزشمند آراد است که حتی به نیازهایی که ربطی به تجارت هم ندارد بها می دهد.

شما اگر خوشت نمی آید فقط قسمت های تکنیکی را دنبال کن.

تجربه ما می گوید کسانی که یک جاهایی هستند و یک جاهایی نیستند به زودی یا همه جا را تبدیل به هستند می کنند یا تبدیل به نیستند.

به زودی یا شبیه عاشقان آرادی می شوی و یا اصلا نیستی که این انرژی های منفی ات را به ما برسانی.

 

۹. نمی توانیم به شما ابراز عشق و محبت نکنیم.

مطلب قبلی درباره تجارت سخت است یا آسان؟ واقعا مطلب تندی بود.

چقدر شما عزیزان بزرگوارانه در کامنت ها ما را همراهی کردید.

دیروز خبری از واحد مدیریت آمد که گویا مهندس قربانی مدیرعامل محترم و سایر مدیران ارشد در جلسه ای به تحلیل کامنت های مطلب قبلی پرداختند و نتیجه آن شد:

باید این تاجرانی که عده ای قدیمی و عده ای جدید هستند و این چنین عاشقانه مجموعه را دوست دارند مورد حمایت جدی تری قرار گیرند.

به موجب این جلسه تشویقی هایی درباره افزایش قدرت برندسازی تاجران همراه در دستور کار قرار گرفته که البته اجرایی شدن آنها با توجه به نیاز به زیرساخت منابع انسانی بیشتر به سال بعد موکول گردید.

اما همینقدر بدانید که قدرتان را می دانیم و از هیچ تلاشی برای رشدتان فرو گذار نمی کنیم.

اگر شما به آراد عشق می ورزید بدانید که ما نیز درباره شما اینچنین هستیم.

خدا نکند روزی بیاید که عشق شما به آراد از عشق آراد و مدیرانش به شما بیشتر باشد.

هر جای این عالَم که نفس می کشید نگاه پر مهر پروردگار همراهتان باشد.

این مطلب چه‌ اندازه برایتان مفید بوده است؟
میانگین امتیاز ۴.۴۸ / ۵ تعداد رأی: ۶۴۵