تجارت الکترونیک
بحثی که ما در آراد مطرح میکنیم، بحث تجارت الکترونیک است. یعنی اینکه شما بتوانید در بستر اینترنت یک کسب و کار تجاری برای خود راهاندازی کنید. اینترنت ابزاری برای تبلیغات است.
اگر بخواهیم تمام مشاغل دنیا را بررسی کنیم، به شغلهایی میرسیم که انسانهای پولدار برای خود انتخاب میکنند. بررسی کنید، افرادی که بهعنوان ثروتمندان ایران و جهان میشناسید، چه شغلی انتخاب کردند؟
وقتی بررسی میکنید، میبینید که یا تولیدکنندهاند و یا تاجر و مشغول تجارت و خرید و فروش هستند. ما هم میتوانیم، چرا نتوانیم؟
آیا مسیر ما از ابتدا اشتباه بوده؟
چرا عدهای این مشاغل عالی را برای خودشان انتخاب کردند، اما در مسیرهای دانشگاهی که همه طی میکنند و درس میخوانند، صبحتی از اینها نمیشود؟
صحبت این درس خواندنها همیشه این بوده که در نهایت باید کارمند بشوید و برای دیگری کار کنید، جیرهخوار او باشید و از او حقوق بگیرید. و اصلا به مسائل کارآفرینی که خود شما ارباب خودتان باشید، رئیس باشید و نیرو استخدام کنید، اشارهای نمیشود.

متأسفانه از کودکی مسیری به نام درس را برای ما انتخاب کردند، بعد رشتههای درسیمان را انتخاب کردیم. یک نفر به سراغ رشته انسانی رفت، یکی تجربی، دیگری کار و دانش، دیگری فنی و حرفهای و دیگری ریاضی. رشتهها را شاخهبندی کردند و بعد قرار است همه این گروهها کارمند بشوند. مدیران چه کسانی هستند؟
افرادی که رشته انسانی را انتخاب کردند، قرار است مدیر بشوند و افراد باهوشی که رشته ریاضی یا تجربی را انتخاب کردند، قرار است کارمند آنها باشند. اما صحبتی از تجارت یا پول نمیشود.
بهترین راه رسیدن به پول
امروز خواهید فهمید که پول در تجارت است. تجارت شغلی نیست که امروز پدید آمده باشد. وقتی به تاریخ نگاه میکنید، میبینید که حتی امامان شما هم تاجر بودهاند، پیامبر شما هم تاجر بوده است. م
یپرسند: چرا حضرت خدیجه ثروتمند بود؟ شغل او چه بود؟ این همه پول را از کجا آورد؟ میگویید: چون در کار تجارت بود. پس پول در تجارت است. یعنی اگر پول میخواهید، باید تاجر باشید. باید وارد خرید و فروش شوید تا بتوانید پول به دست بیاورید.
اگر در ایران یا جهان معلمی را دیدید که پولدار است، بدانید که این معلم با درآمد شغل معلمی پولدار نشده است. زمینی خریده و زمینی فروخته، ملکی خریده و ملکی فروخته، ماشینی خریده و ماشینی فروخته و از خرید و فروش پولی به دست آورده است.
اگر وکیلی را دیدید که پولدار است، بدانید که از همین مسیر بوده است. اگر پزشک یا فوتبالیستی را دیدید که پولدار است، بدانید همینطور بوده. مثلا آقای دایی پولدار است، این پول از کجا به دست آمده؟ آیا فقط از درآمد فوتبال است؟ اگر فقط فوتبال باشد، هر فوتبالیستی باید پولدار باشد، پس چرا اینطور نیست؟ چرا اینها به اندازه آقای دایی ثروت ندارند؟
میبینید که آقای دایی و قلعهنویی در کار تجارت و واردکننده و صادرکننده محصولاتاند. ممکن است این محصولات، با صنف خودشان مرتبط باشد یا نباشد. آنها تخصص پیدا کردند، اطلاعات به دست آوردند، فهمیدند پول کجاست و گفتند: بهتر است در این حوزهها کار کنیم.

نیاز به سرمایه بسیار برای تجارت به روش سنتی
امروز هر کسی که بخواهد تجارت کند، هر کس که بخواهد صادرات انجام بدهد، باید سرمایه داشته باشد. یعنی چه؟ مثلا شما محصولی را در ایران انتخاب میکنید، تولیدکننده هم نیستید. میگویید: میخواهم با زعفران کار کنم و تجارت این محصول را به عهده بگیرم. میخواهید زعفران را به کدام کشور ارسال کنید؟
مثلا میگویید: میخواهم به عراق ارسال کنم یا میخواهم به امارات بفرستم. اگر امروز شما بخواهید سفر سه روزهای به امارات داشته باشید، فقط برای خود سفر حداقل به سی میلیون تومان سرمایه نیاز دارید.
حتی قرار نیست خرید و فروشی انجام بدهید. شما باید برای این سفر هتل بگیرید، بلیط بگیرید، بروید و بیایید. و این سی میلیون تومان حداقل سرمایه برای سه روز است. چرا سی میلیون تومان؟ چرا این عدد اینقدر بالاست؟
چون ارزش پول ما بسیار بسیار پایین است و طرفدار ندارد. برای همین باید پول زیادی پرداخت کنیم تا بتوانیم در یک هتل معمولی اقامت کنیم.

مزیتهای فراوان تجارت اینترنتی
اینترنت یک ابزار کاملا رایگان است و هزینه چندانی ندارد. از این ابزار راحتتر میشود استفاده کرد تا اینکه شما بخواهید در بستر فضاهای محیطی تبلیغ کنید و حضوری بروید. اگر هم بروید، آیا در آنجا کسانی هستند که بخواهند جنس را از شما بخرند یا نه؟
مثلا من الان چمدانی را از زعفران پر کردم و میخواهم این چمدان را به امارات ببرم. باید این چمدان را کجا ببرم؟ باید با چه کسی صحبت کنم و با چه زبانی صحبت کنم؟ آیا اگر الان این محصول را ببرم، اینها پول نقدی که در جیب دارند، به من میدهند و میخرند؟
سفارشهای بعدی چگونه خواهد بود؟ نکته مهمتر اینکه، باید کالا را به چه کسی بدهم؟ آیا باید به مغازهدار بدهم؟ اگر باید به شرکتهای پخش بدهم، این شرکتها را از کجا پیدا کنم؟ سه تا پنج روز هم بیشتر فرصت ندارم. پنجاه میلیون تومان پول دارم، میخواهم به این سفر بروم و برگردم تا چنین اطلاعاتی دریافت کنم. چگونه ممکن است؟
بنابراین افراد عادی جامعه هرگز نمیتوانند با استفاده از شیوههای سنتی صادرات کنند. البته پزشکان، وکلا و کسانی که سرمایههای خوبی دارند، به سفرهای خارجی هم میروند، گشت و گذاری میکنند، تحقیقی هم میکنند و برای خودشان مشتری پیدا میکنند.

اما دیگران نمیتوانند از چنین ظرفیتها و فضایی استفاده کنند، چرا؟ چون سرمایه آن را ندارند و چنین کاری حتی گزینه مناسبی هم نیست. اگر یک تاجر به شیوه سنتی و به همین روشی که گفتم، به کشور دیگری برود و تحقیق کند و بعد بگوید: من با استفاده از این شیوه ماهانه پنجاه میلیون تومان سود میکنم.
من میگویم: اگر این فرد اینترنت را میشناخت و از فضای اینترنت استفاده میکرد، میتوانست چهار تا ده برابر سود کند.