در فایل امشب میخواهم در مورد شرکتهایی که نمایندگی دارند یا از ما دعوت میکنند که نمایندگیشان را بگیریم صحبت بکنم. در یکی از فایلهای قبلی در مورد یکی از شرکتهایی که خودشان نمایندگی دارند گفتم که ترجیح میدهیم با شرکتهای بزرگ کار نکنیم.
اگر قرار شد با شرکتهای بزرگ که خودشان نمایندگی دارند کار بکنیم، ایدهآل ما و بهترین شرایط ما این است که خود شرکت برای ما یک ساختار فروشی ایجاد کند، یک مسیر فروشی ایجاد کند. مثلاً فروش از طریق اینترنت که ما محدودیت مکانی نداشته باشیم و بتوانیم به کل کشور جنس بدهیم، این بهترین حالت ماست.
در کمترین حالت و ضعیفترین حال چه باید بکنیم؟ اگر نمایندگیهای آن شرکت انحصاری بود یعنی فقط به افراد خاصی در بعضی شهرها بار میدهد، ما نمایندگیهای انحصاری شش تا شهرهای اصلی آن شرکت را پیدا میکنیم.
یعنی تهران، کرج، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز و وقتی از ما آن برند را در این شش تا شهر خواستند با نمایندگیهای شرکت کار میکنیم و از آن جایی که زیاد از آنها خرید میکنیم، نمایندگیها به ما درصد و تخفیف خواهند داد و ما از این مسیر سود میکنیم.
سایر شهرها را هم کاری نداریم چون زنگ خورش کم است و نمیارزد که با همه نمایندههای آنها مذاکره کنیم. این حالتی است که ما روی محصول کار میکنیم، آن محصول برند دارد و آن برند، خودش نمایندگی دارد و فقط به نماینده خودش جنس میدهد.
این را قبلاً در یک فایل کامل و مفصل توضیح دادم، اگر خواستید میتوانید فایلش را پیدا کنید و آن را کامل گوش بدهید ولی یک پیشنهاد هم به ما میدهند که نمایندگی آنها را بگیریم. یعنی ما از یک کارخانه ۵ بار خرید میکنیم، کارخانه از ما میخواهد نمایندگی شهر خودمان را به ما بدهد، از این پیشنهادات، زیاد به ما داده شده است.
نمایندگی تبریز، شاهرود، کرمان. ما در قبال این پیشنهاد چه باید بکنیم؟ آیا این پیشنهاد خوب است؟ یا برای ما بد است؟ در نگاه اول، شما فکر میکنید که این پیشنهاد خوب است چون فکر میکنید که وقتی نماینده آن شرکت باشید درصد بهتری به شما میدهد، راحت تر میتوانید با آنها کار کنید، پس برای شما خوب است ولی این تفکر غلط است.
این پیشنهاد برای شما بد است چون اولاً: به شما نمایندگی شهری میدهد، فروش شما که شهری نیست. در بلند مدت با آن برند و با آن صاحب کارخانه به مشکل میخورید و به فروش شما در شهرهای دیگر اعتراض میکند. پس بهتر است از همان اول بداند که ما قرار نیست در یک شهر محدود بشویم.

نکته بعدی این است که آن شرکت وقتی به ما پیشنهاد نمایندگی میدهد در ذهن خودش این است که شما یک ساختار فروش مویرگی ایجاد میکنید، یک سری ویزیتور و بازاریاب استخدام میکنید و محصول شرکت را برایش در شهر پخش میکنید.
در حالی که ما قرار نیست این کار را بکنیم و ما اصلاً این روش را قبول نداریم. از طرفی وقتی شما نمایندگی یک برند را میگیرید شما اجازه کار کردن با سایر برندها را ندارید در حالی که ما یکی از مهم ترین عاملهای قدرتمان، یکی از مهم ترین مزیتهای تجارت نسبت به تولید این است که شما میتوانید مولتی برند باشید.
میتوانید روی چند برند کار بکنید و با توجه به درخواستهای مشتری و خواسته ها و نیازهای آنها، بهترین برندی که میتواند نیازهایشان را کامل رفع کند و کامل ارضاء کند، به مشتری معرفی میکنید.
پس این پیشنهاد دست و بال ما را هم میبندد و ما را بسیار محدود میکند و تحت هیچ شرایطی ما از این پیشنهادات استقبال نخواهیم کرد.
اگر برندی به شما پیشنهاد نمایندگی داد برای شرکت کاملاً توضیح خواهید داد که با توجه به ظرفیت کاری ما که کشوری است ما محدودیت مکانی نداریم، ما این پیشنهاد را نمیپذیریم و از شما به صورت کشوری محصول میخواهیم.
نیازی ندارد دلیل دوم خودتان که میخواهید با سایر برندها کار کنید را برایش توضیح دهید، فقط همین یک نکته را بیان کنید که محدودیت مکانی برای اینترنت تعریف نمیشود، پس از من نخواهید که نماینده شما در یک شهر مثلاً تهران، کرمان یا مشهد باشم، من در کل کشور میفروشم و شما من را نماینده فروش در اینترنت قرار بدهید.
این بهترین و ایدهآلترین حالت برای ما خواهد بود. شما در مسیر کاریتان پیشنهادات جذاب زیاد خواهید دید، خیلی عجله نکنید. یک مقدار که بزرگتر بشوید، یک کمی که قویتر بشوید، همه صنف شما و همه فعالان حوزه خودتان به شما احترام میگذارند و پیشنهادهای همکاری جذابتری را برای شما حتماً رو میکنند.
پس عجله نکنید، درخواستها و پیشنهادها را رد کنید و بگذارید تا به آن ایدهآلی که مد نظرتان هست برسید.