🌟 پخش زنده آراد برندینگ شما را به ثروتمند شدن دعوت می نماید.

ایده های تجاری و کسب درآمد

من سید علی دانشمند هستم. متولد دی ماه سال ۱۳۶۷ در شهر مشهد. در دوران تحصیل به دلیل علاقه ای که به کارهای فنی داشتم علی رغم داشتن معدل بالا رشته فنی و حرفه ای رو انتخاب کردم و در هنرستان مشغول تحصیل رشته برق شدم. کاردانی رو در دانشکده فنی مشهد و دوره لیسانس رو در دانشگاه آزاد بجنورد خوندم.

🎁 در ARAD QA عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.

چون در دوران تحصیل بین مشهد و بجنورد در رفت و آمد بودم نمی تونستم جایی کار کنم البته نه اینکه نشه من دوست نداشتم به صورت پاره وقت کار کنم به خاطر همین شروع کارکردنم بعد از تمام شدن دوران تحصیلم بود. مدت زمانی که منتظر بودم تا تکلیف رفتن یا نرفتن به سربازی مشخص بشه در شرکت خدماتی یکی از اقوام به عنوان نصاب و تعمیرکار لوازم خانگی مشغول به کار بودم.حقوق اون کار نه زیاد بود و نه کم اما راضی کننده هم نبود به همین خاطر بعد از اینکه از خدمت سربازی معاف شدم دوست داشتم کاری برای خودم داشته باشم.با یکی از دوستان دوران تحصیلم به فکر زدن مغازه افتادیم و نتیجه این فکر شد یک سال داشتن مغازه خدمات کامپیوتری بدون هیچ درآمد خاصی یعنی پولی که در میاوردیم میشد خرج روزمره و برای من که مجرد بودم کم بود به همین خاطر شراکتم با دوستم رو تموم کردم و مغازه رو دادم به اون.
در همین ایام بود که بر خلاف میلم به فکر استخدام شدن و شرکت در آزمون های استخدامی افتاده بودم، دلیل اصلی این فکر هم اصرار های خانواده مبنی بر اینکه تو این همه درس خوندی و الان اینجوری فایده نداره، استخدام بشی میدونی هر ماه یه آب باریکه داری و … از این جور حرفا.

آشنایی با آراد

سال ۹۵ بود یادمه توی یکی سایت مشغول بالا پایین کردن صفحه و دیدن آگهی های استخدام شهر مشهد بودم که چشمم به آگهی افتاد که در مورد آموزش رباتیک بود و گفته بود با هر سنی و هر مدرکی می تونید اینجا مشغول بشید و با آموزش رباتیک کسب درآمد کنید، منم که رشته تحصیلیم برق بود با خودم گفتم مشخصاتم رو بنویسم و ببینم چی میشه.
یکی دو روز بعد یک خانمی به من زنگ زد و وقتی خودش رو معرفی کرد فهمیدم که این تماس مربوط میشه به همون مجموعه! ایشون مجموعه رو به من معرفی کرد و در مورد زمینه کاری توضیحاتی به من داد و گفتن که برای ورود به مجموعه حق عضویتی در حدود ۲۰۰ هزار تومان باید واریز کنید. توضیحات اون خانم در مورد کار و اون مجموعه حس بدی رو به من منتقل نکرد من تصمیم گرفتم وارد آراد بشم و ببینم چی میشه! در اون دوران من این پول رو نداشتم و از یکی از دوستانم قرض کردم و وارد مجموعه شدم، اون موقع کارم رو با دیدن آموزش های مجازی رباتیک شروع کردم و مدتی بعد متوجه شدم که یک زمینه کاری دیگه در مجموعه وجود داره که اسمش برندینگه.

شروع برندینگ

از اون جایی که من توانایی تدریس به بچه های کوچیک رو در خودم نمیدیدم و از طرف دیگه از بیکاری کلافه بودم رفتم سراغ برندینگ. در برندینگ هر کس یک محصولی رو انتخاب می کرد و من به دلیل اینکه مشهد نزدیک به شهر های اصلی تولید زعفران بود این محصول رو انتخاب کردم.

تولید محتوا روی سایت

روز ها گذشت و من هم مثل بقیه روی سایت تولید محتوا می کردم اما نتیجه ای نداشت و این موضوع باعث شد کمی دلسرد بشم، هر روز توی اتاق پای لپتاپ بودم و خونواده میدیدن که همیشه خونه م و میگفتن چرا نمیری دنبال استخدام و خب من فقط می گفتم یک کاری شروع کردم که از استخدام بهتره اما باید صبر داشت.
کم کم دیدم توی حوزه زعفران به جایی نرسیدم، بدون هیچ مشورتی با اساتید تغییر حوزه دادم به محصول برنج، دلیلش هم این بود که یکی از دوستان از زابل برنج پاکستانی میاورد مشهد، منم گفتم برنج کار کنم که دیدم اصلا فایده نداره چون از نظر مکانی نه به شمال نزدیکم و نه به سیستان، به خاطر همین دلسرد شدم و مدتی از برندینگ فاصله گرفتم.

توی این ایام باز هم اشتباه کردم و با یکی از اقوام شراکت کردم و یکی مغازه فست فود در یکی از مجتمع های نزدیک حرم راه انداختم به خیال اینکه دیگه این کار زواریه و راحت میشه توش پول درآورد. اما بعد از مدتی دیدم که باز هم اشتباه کردم و هم از نظر مالی ضرر کردم و هم زمان و عمرم هدر شد.

بعد از این شکست بود که دوباره رفتم سراغ مجموعه آراد و در یکی از جلسات حضوری مشهد شرکت کردم، اون موقع بود که با مهندس شعبانی عزیز صحبت کردم و قرار شد که محصول نشاسته رو برای برندینگ انتخاب کنم.

دلیل این انتخاب هم وجود کارخانه تولید نشاسته یکی از دوستان در مشهد بود. بعد از دوبار تجربه راه اندازی مغازه و دو بار هم تغییر محصول در برندینگ تصمیم گرفتم توی همین حوزه بمونم و کارم رو شروع کنم.


اولین تماس های من با محصول زعفران شروع شد اون موقع هیچی از این محصول نمیدونستم و همین باعث شد که خوب نتونم حرف بزنم و مشتری هم دیگه زنگ نمی زد. در حوزه برنج یک مقدار بهتر بودم اما چون مشتری توقع داشت که من شمالی باشم و لهجه شمالی داشته باشم فکر می کرد که واسطه ام و خرید نمی کرد یا در مورد برنج پاکستانی توقع فروش جنس به صورت چکی داشتن که همین ها باعث شدن که در برنج هم معامله ای نکنم.

یادمه اون اوایل هیچی از نشاسته نمی دونستم و تماس هام که شروع شد خیلی اوقات وقتی مشتری یک اصطلاح فنی به کار می برد یا اسم یک نشاسته خاص رو میاورد می گفتم متاسفانه الان موجودی نداریم و تموم کردیم! چاره دیگه ای هم نبود و باید تا یاد گرفتن و تسلط بر این حوزه صبر می کردم.

تجربه اولین فروش

اولین فروش من در حوزه نشاسته بود که الان دقیق یادم نیست که چه تاریخی بود و حجم فروشم چقدر بود اما یادمه که در حد نمونه یکی دو کیسه نشاسته برای خریدار ارسال کردم تا تست کنه و با اینکه هیچ سودی برای من نداشت و حتی خودم جنس رو از کارخونه گرفتم و به باربری تحویل دادم اما باز هم احساس خوبی داشتم.

در این مدت با شرکت در جلسات آموزش اساتید عزیز مهندس شعبانی و مهندس زیارکلائی، تلاش می کردم هم در زمینه مذاکره و هم در زمینه کار با سایت جلو برم، چند ماهی به همین منوال در حوزه نشاسته گذشت اما من درآمد زیادی نداشتم، ته دلم می دونستم و اطمینان داشتم که راه درست رو انتخاب کردم اما چون درآمدم کم بود گهگاه از سمت خونواده می شنیدم که می گفتن این چه کاریه که وقتت رو گذاشتی براش و درآمدی هم نداری برو کاری رو شروع کن درسش رو خوندی!

برای اینکه دل اونا رو نشکنم تصمیم گرفتم برم سراغ کار برقی و در کنارش عصر ها هم به سایتم برسم.

مدت زمانی رو به عنوان مسئول کارگاه برق در چند پروژه بیمارستانی و هتل و مسکونی مشغول به کار بودم و چون تجربه قبلی نداشتم برام جالب بود اما حقوق پرداختیشون نسبت به کاری که از من می خواستن کم بود.

درآمد پر سود با تجارت نشاسته

در همین ایام بود که یک کارخانه تولید رب و سس با من ارتباط گرفت و بعد از اینکه نمونه نشاسته خریدن یک روز مسئول خریدشون زنگ زد و گفت ما ۵ تن از این نشاسته می خوایم! من اون روز سر کار بودم و تا عصر که برسم خونه حس خیلی خوبی داشتم، دروغ چرا! همش تا خودم حساب می کردم که اگر ۵ تن نشاسته بفروشم به اندازه حقوق دو یا سه ماهم سود می کنم! با استفاده از روش های اعتماد سازی که استید آموزش داده بودن تونستم این معامله رو انجام بدم و این شد اولین فروش من در حجم و سود بالا انجام شد و همین موضوع باعث شد که دیگه نسبت که کار برقی که داشتم دلسرد بشم.

اون کارخانه دو یا سه بار دیگه از من خرید کرد و من وقتی دیدم واقعا میشه از این کار و تجارت اینترنتی پول درآورد دیگه از کار برق اومدم بیرون. تمام وقت به همین حوزه پرداختم و با استفاده از آموزش های اساتید جلو رفتم، چند ماهی سخت گذشت چون دوباره حرف های خونواده شروع شد اما من دیگه تصمیمم رو گرفته بودم، چون برام مشخص شده بود که میشه از تجارت پول درآورد.

حوزه نشاسته در نیمه دوم سال فروش بیشتری داره و همین موضوع باعث میشه که در اون ایام حتی روزی ۲۰ الی ۳۰ تماس جدید داشته باشم که نسبت به روز های قبل ماه های قبل بیشتره. از این تعداد تماس بعضی ها فقط به دنبال قیمت هستن و بعضی ها جنس در حجم کم می خوان اما در این بین تماس هایی هم وجود دارند که واقعا قصد خرید در حجم بالا دارند که طی گذشت زمان و کسب تجربه و استفاده از آموزش های اساتید میفهمم که برای کدوم مشتری و تماس جدید باید وقت بیشتری جهت پیگیری بگزارم تا به نتیجه برسه و معامله انجام بشه.

یکی از آموزش های مهم و کاربردی استاد زیارکلائی عزیز ثبت اطلاعات مشتری ها و تماس های جدید بود. در ابتدا این کار وقت گیر به نظر می رسید اما بعد از مدتی فهمیدم که چقدر مفیده و در زمینه مدیریت مشتری ها کارم رو ساده تر کرد به این صورت که با چند کلیک می فهمیدم که چند تماس داشتم چه تعداد از تماس ها به معامله تبدیل شدن، حجم سود و فروش هر ماه چقدر بود و از همه مهم تر پیگیری ها بعد از تماس راحت تر و با نظم و حساب کتاب بیشتری انجام می شد.

رشد در تجارت

من در زمینه های شغلی همونطور که تعریف کردم راه های زیادی رو آزمایش کردم. این راه ها هم به رشته تحصیلم ارتباط داشتن و هم نداشتن، در عین حال همه اون ها یک وجه اشتراک داشتن و اون محدود بودن زمینه رشد و درآمد در اون ها بود. الان به خوبی می فهمم که در تجارت در همیشه جای رشد هست و تا آخرین روز عمر میشه پیشرفت کرد و اون کار رو ادامه داد اما در هیچ کاری این امکان وجود نداره.

وقتی حال و روز الان خودم رو می بینم هم خوشحال می شم و هم ناراحت. خوشحال از این بابت که خدا خواست و من با مجموعه آراد آشنا شدم تا زندگی من هم در بعد مادی و شغلی و هم در زمینه معنوی تغییر بکنه و ناراحت از اینکه چرا از همون ابتدای آشنایی با مجموعه کارم رو به صورت جدی شروع نکردم.

الان اگر بخوام از صفر همه چیز رو شروع کنم مطمعنا و قطعا باز هم سراغ تجارت میام و راه رو در کنار مجموعه آراد ادامه میدم.

من به عنوان یک عضو کوچک آراد خودم رو مدیون ریاست و اساتید آراد می دونم. صحبت های رئیس عزیز مجموعه همیشه باعث شده تا همیشه با انرژی بیشتری به کار مشغول باشم. اساتید مجموعه، مهندس شعبانی، مهندس زیارکلائی و مهندس نظام پرور عزیز که تلاش می کنند تمام آنچه که در این راه بلدند را بدون هیچ چشم داشتی برادرانه به اعضا منتقل کنند.

توصیه برای شروع تجارت

من خودم رو هنوز یک آرادی قوی نمی دونم اما اگر کسی از افراد که تازه به مجموعه وارد شدن این حرف های من رو می خونه بهش پیشنهاد می کنم که هر چه سریعتر با تمام توان در تجارت شروع به کار بکنه، انتخاب محصول بخش کوچکی از کار هست که نباید وقت زیادی برای اون بگذارند، قسمت اصلی کار یاد گرفتن تجارت هست.

وقتی شما اصول تجارت رو یاد بگیرید در هر محصولی موفق خواهید بود.

با دقت به آموزش های اساتید گوش کنید و اون ها رو به کار بگیرید، تمام اتفاق هایی که در مسیر رشد که تاجر ممکن هست به وجود بیاد در این آموزش ها به شما یاد داده میشه و موضوعی در آموزش بهش اشاره نشد از اساتید و یا مشاوران آراد سوال کنید! هیچ عیبی نداره اگر چیزی که نمی دونید رو سوال کنید.

تجارت در عین حال که شغل بسیار خوبیه، می تونه باعث بشه که ضرر های زیادی از نظر مالی به شما وارد بشه بنابراین با گوش دادن به آموزش های اساتید و مشاوران مجموعه می تونید جلوی این ضرر ها رو بگیرید.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



0 پاسخ