📺 کلاس های مجازی - اساتید در انتهای هر کلاس، سوالی را از مباحث جلسه طرح می کنند که در بخش پرسش و پاسخ قرار داده می شود.
🌟 جایزه بهترین پاسخ ۶ محتوای فارسی رایگان
❓ در بخش پرسش و پاسخ عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.
🎁 به بهترین سوال در هر روز ۱۰ محتوای فارسی رایگان و به بهترین پاسخ برای هر سوال ۳ محتوای فارسی رایگان جایزه داده می شود.
💎 در گروه تلگرام آرادی ها هر روز یک سوال پرسیده می شود و به بهترین پاسخ ۱۰ محتوای فارسی رایگان هدیه داده می شود.
💰 برندگان جوایز روز - با ما انس بگیرید.

مزایا معایب اخذ نمایندگی فروش + فیلم

اگر نمایندگی برند ها را بگیرید، یک سری مزایا و یک سری معایب دارد. برای مثال: من در حوزه قم کار می کنم و از زشک و یا از طرف مجموعه قرمز و آبی با من تماس گرفته و می گویند: آیا نمایندگی ما را قبول می کنی؟
حتی ممکن است من به آن ها زنگ زده و بگویم: آیا نمایندگیتان را به من می دهید؟ همان طور که گفتیم، گرفتن نمایندگی برند ها مزایا و معایبی دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم.

اولین عیب: محدودیت جغرافیایی

همه شرکت ها تعریفشان از نمایندگی، شهر است ولی اگر برندی ضعیف یا تازه کار باشد، استانی را به عنوان نمایندگی انتخاب می کند. اما اگر برندی خیلی ضعیف باشد، منطقه ای را مثل غرب کشور به یک نمایندگی اختصاص می دهد.
هر گاه دیدید سیستم نمایندگی دادن یک شرکت بزرگ است یعنی، محدوده دادن نمایندگی را بزرگ تعریف می کند، بدانید به همان نسبت، شرکتی کوچک خواهد بود.

برای مثال: فاصله نمایندگی های شرکت بیمه، هر دویست متر است و این یعنی به ازای هر کوچه یک نمایندگی تعریف می شود. دیروز با یکی از دوستان صحبت می کردم که می گفت: نمایندگی انحصاری همدان، کرمانشاه و کردستان مختص آقای فلانی است.
ما از همین جمله متوجه می شویم که آن شرکت، شرکت خوبی نیست

. هر چه قدر سطح نمایندگی دادن بزرگ تر باشد، شرکت کوچک تر خواهد بود. ما در همه حالت ها با محدودیت جغرافیایی رو به رو می شویم و چون در کار ما محدودیت جغرافیایی معنا نداشته و تعریف نمی شود، این موضوع یک عیب به حساب می آید.

دومین عیب: عدم درک روش کاری ما

مشکل دومی که ما در گرفتن نمایندگی از دیگران داریم این است که، روش کاری ما را درک نمی کنند. کسی که به ما نمایندگی می دهد، می گوید: چند نفر ویزیتور داری؟
این شخص توقع دارد که ما برای او مغازه به مغازه، ساختمان به ساختمان، کوچه به کوچه رویم و ویزیت کنیم. این افراد ویزیت حضوری را فهمیده و روش کاری ما را متوجه نمی شوند.
در این صورت شما مدام باید بحث کنید. برای مثال: اگر در حوزه مواد غذایی کار کنید، از شما می پرسند که چه تعداد راننده وانت دارید؟ این در شرایطی است که شما اصلا چنین راننده ای نداشته و این یکسان نبودن نوع کارتان، درد سر ساز خواهد بود.

سومین عیب: سرمایه اولیه

سومین ایراد که شاید شامل همه نشده و بیش تر برند های بزرگ تر را در برگیرد این است که، سرمایه لازم دارد. اگر شما بخواهید نمایندگی برند های بزرگ را بگیرید، آن ها برای شما شرایطی می گذارند.
برای مثال می گویند: ابتدا به یک مقدار مشخصی از ما خرید کن، تا در ازای آن نمایندگیمان را به تو دهیم. آن ها معمولا یک خرید اولیه ای را تعریف می کنند.

قانون نمایندگی

هر چه شرکت بزرگ تر باشد، گرفتن نمایندگی سخت تر می شود. این قانون نمایندگی است که یعنی شما، پول بیش تری پرداخت می کنید، درصد کمتری سود می برید و محدوده جغرافیایی ریز تری خواهید داشت. این امر، یک موضوع کاملا طبیعی و مرسوم است.

مزیت ها

زمانی که شما یک تازه کار هستید، قبول کردن یک نمایندگی، تامین کننده ای خوب و هم چنین اعتماد به نفس بالایی را نصیب شما می کند.
اگر در شروع کارتان از شما بپرسند: آیا شما نماینده شرکت ایکس هستید و با دلهره پاسخ مثبت داده اما واقعا نماینده آن نباشید، مخاطب از ترستان متوجه دروغ شما خواهد شد.
اما اگر شما اسماً نماینده شوید، می توانید خیلی محکم به سوال او پاسخ مثبت دهید. با گرفتن نمایندگی، اعتماد به نفس و پررو گری که قبلا در مورد آن صحبت کردم، برای شما به وجود آمده و باعث می شود که راحت تر کار کنید.

برای شروع، اگر تامین کننده یا برندی داشتن سرمایه اولیه را از شما درخواست نکرد، نمایندگی آن را قبول کنید. دوباره تاکید می کنم که فقط در شروع این کار را انجام دهید و پس از شروع کارتان، اصلا چنین کاری را قبول نکنید.

به طور کلی آیا کار کردن با یک برند را قبول می کنید؟

پاسخ این سوال خیر است چرا که، ما هیچ وقت کار کردن با یک برند را قبول نمی کنیم و تولید کردن را هم به همین دلیل قبول نکردیم.

یک برند یعنی، یک کیفیت مشخص که یک قیمت مشخصی دارد و در نتیجه باعث عدم انعطاف شما برای مشتری های مختلف می شود. همان طور که در جلسات گذشته گفتیم: تاجر از تولید کننده در انعطاف با مشتری، بهتر است.

برای مثال: زمانی که من تاجر هستم و مشتری از من درخواست جنس دو هزار تومانی می کند، از یک تامین کننده، درخواست کالا پنج هزار تومانی می کند، از تامین کننده ای دیگر، و درخواست محصول دویست هزار تومانی می کند، از تامین کننده بعدی تهیه خواهم کرد.
همان طور که می دانید، هر برند یک کیفیت و یک قیمت دارد و زمانی که من فقط با یک برند کار کنم، آن ها فقط جنس دو هزار تومانی و یا پنج هزار تومانی دارند.

دور زدن در اقتصاد

کلمه دور خوردن در اقتصاد، کلا در ذهن من حذف شده است. هیچ کس ما را دور نمی زند و من اصلا نگران این موضوع نیستم. غیر از در شروع که تازه کار هستید، قانون به ما می گوید که هیچ کس نمی تواند ما را دور بزند.
به قول شخصی که در یک فیلم می گفت: حق با من است، چون پول در جیب من است، ما هم مشتری در دست، و پول در جیبمان است و به همین علت، از این باب نگران نیستیم. پس کلمه دور خوردن را از ذهنمان، کامل پاک خواهیم کرد.
سخن پایانی
پس برای شروع، اگر نمایندگی را به ما دادند، می گیریم ولی درباره آن، اصلا برای بلند مدت، آینده و محبوبیت فکر نخواهیم کرد.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



0 پاسخ