📺 کلاس های مجازی - اساتید در انتهای هر کلاس، سوالی را از مباحث جلسه طرح می کنند که در بخش پرسش و پاسخ قرار داده می شود.
🌟 جایزه بهترین پاسخ ۶ محتوای فارسی رایگان
❓ در بخش پرسش و پاسخ عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.
🎁 به بهترین سوال در هر روز ۱۰ محتوای فارسی رایگان و به بهترین پاسخ برای هر سوال ۳ محتوای فارسی رایگان جایزه داده می شود.
💎 در گروه تلگرام آرادی ها هر روز یک سوال پرسیده می شود و به بهترین پاسخ ۱۰ محتوای فارسی رایگان هدیه داده می شود.
💰 برندگان جوایز روز - با ما انس بگیرید.

فروش در بازارهای داخلی یا فروش صادراتی؟

در این آموزش می‌خواهم به یکی از سوالات بسیار مهم جواب دهم و آن هم این که بازار داخلی بهتر است یا بازار صادراتی؟ این سوالی است که خیلی از شما می‌پرسید و حداقل زمانی که می‌خواهید محصول خود را انتخاب کنید به آن فکر می‌کنید. بهتر است به محصولی فکر کنیم که قرار است چه وارداتی یا تولیدی خودمان در بازار داخلی فروخته شود یا محصولی که امکان صادرات دارد و سالانه میلیون‌ها دلار از آن به کشورهای مختلف صادر می‌شود؟

بیایید پارامترها و مزیت‌های هر کدام را بررسی کنیم تا به راحتی در انتها تصمیم بگیریم که کدامیک بهتر است و کارمان را راحت کنیم.

مزایا و معایب فروش در بازارهای داخلی

کارکردن و فروش در بازار داخل یک عیب دارد و آن اینکه جامعه هدف ما نسبت به صادرات کوچک‌تر است.اصلا نمی‌توان مقایسه کرد که محصولی به ایران فروخته شود نسبت به اینکه آن محصول را به کل جهان بفروشید. پس دنیای ما بسیار کوچک‌تر می‌شود.

پول‌گرفتن در کدامیک راحت‌تر است؟ طبیعتا پول‌گرفتن در بازار داخل راحت‌تر است. هم‌زبان هستید، شماره کارت بانک ملی و غیره خود را به طرف مقابل می‌دهید و او هم بانک ملی و غیره را دارد و به بانک می‌رود و پول را برای شما کارت به کارت می‌کند. هیچ مشکلی ندارید.

مزیت بعدی بازار داخلی این است که دغدغه‌ای به نام تحریم، گمرک، استاندارد‌های بین‌المللی و غیره را ندارید و خیلی راحت می‌توانید پول بگیرید.

مزایا و معایب فروش در بازارهای داخلی

در بازار داخلی خیلی راحت می‌توانید مشتری را دعوت کنید که بیایید روبروی هم بنشینیم و صحبت کنیم. اما وقتی به صادرات فکر می‌کنید، دنیایتان بزرگ و معاملاتتان کلان است. طبیعتا وقتی معامله شما صادراتی است دیگر صحبت یک کیلو، ده کیلو، یک تن نیست. از تعداد کانتینر صحبت می‌کنید. پس حجم معامله خیلی بالاتر می‌آید. دلاری پول می‌گیرید و خیلی بیشتر سود می‌کنید. وقتی از صادرات صحبت می‌کنید، یعنی لذت بیشتر. فروختن جنس به یک کانادایی لذت‌بخش‌تر از جنس فروختن به یک تبریزی است؛ شکی در این نیست.

پس می‌توان نتیجه گرفت که این سوال در ذات غلط است! چرا؟ شخصی روبروی من می‌نشیند و می‌گوید می‌خواهم صادرات کنم و میلیون دلاری پول درآورم. بعد هم پشت سی‌جی می‌نشیند و می‌رود! چرا توهم بزنیم؟! صادرات و بازار داخلی و هیچ‌یک از این آنالیزها اهمیتی ندارند. پول مهم است. شما چطور می‌توانید راحت‌تر و بیشتر پول درآورید.

مثالی برایتان می‌زنم. یکی از بچه‌ها می‌گفت یک تأمین‌کننده خیلی پول پیدا کرده‌ام و در ماه‌های اخیر دارم خوب سود می‌کنم؛ ۲۵-۲۰ میلیون تومان در هر ماه. می‌گفت دارم روی سایت‌های انگلیسی‌ام مطلب می‌نویسم. به او گفتم مگر مشتری‌های تو داخلی نیستند؟ گفت چرا. گفتم چرا الان که تأمین‌کننده خوبی داری و اینقدر فروش خوب است به صادرات فکر می‌کنی؟ تو که داری پول درمی‌آوری، به کارت ادامه بده. چرا به سایت انگلیسی فکر می‌کنی؟ گفت محصول من زرشک است و الان خوب صادر می‌شود و اروپایی‌ها کم‌کم دارند با آن انس می‌گیرند. پس بهتر است بیشتر روی سایت‌های انگلیسی‌ام کار کنم چون پول بیشتری به من می‌دهد.

افزایش درآمد شما مهمتر از فروش صادراتی و داخلی ست

پس این آنالیزها را کنار بگذارید. تا زمانی که شما نتوانید هزینه اولیه زندگیتان را تأمین کنید و به درآمد ۶-۵ میلیون نرسیده‌اید که بتوانید زندگیتان را پیش ببرید، کارهایتان براساس علاقه نیست و براساس اجبار است. می‌دانید مانند چیست؟ مانند کنکور است. در ایران بچه‌ها براساس علاقه خود به دانشگاه نمی‌روند. براساس رتبه کنکور خود به دانشگاه می‌روند. کسی که رتبه کنکورش ۶۰۰۰ است نمی‌تواند به مکانیک فکر کند و باید برود رشته‌های علوم‌پایه را بخواند.

وقتی شما امروز نمی‌توانید هزینه اولیه زندگیتان را تأمین کنید، وقتی درآمد ۲۰۰ هزار تومانی دارید، حق رویاپردازی هم ندارید. در صورتی که نمی‌توانید زندگی عادی خود را سپری کنید، رویاپردازی تنها توهمی فانتزی است. توهم نزنید. به شرایط و محصول خود نگاه کنید و ببینید از چه مسیری سریع‌تر پول درمی‌آورید. واقعا وقتی کسی روبروی من می‌نشیند و از صادرات صحبت می‌کند درحالیکه ۲۰۰ هزار تومان هم پول در حسابش نیست، دوست دارم او را بزنم! بروید پول درآورید. وظیفه‌ی اصلی شما پول درآوردن است. شما اول باید زندگی خود را روی غلطک بیاندازید و بعد بروید و عشق و حال کنید.
خواستید صادرات کنید، باشد. پول درآورید و با پولتان وارد محصولی شوید که کاملا صادراتی باشد.

افزایش درآمد شما مهمتر از فروش صادراتی و داخلی ست

یکی از بزرگترین مشکلات ایرانی‌ها و جوان‌های این دوره توهم است. توهم‌زدن در هر کار و مسئله‌ای به شما آسیب می‌زند. پس اول به این فکر کنید که چطور می‌توانم پول درآورم. آن هم چقدر؟ پنج میلیون تومان. بعد از آن به ۲۰ میلیون فکر کنید. حتی زمانی اگر یک پنج میلیونی هست که دیرتر به دست شما می‌رسد ولی بعد از آن به ۲۰ می رسد، پنج میلیونی را انتخاب کنید که زودتر به دست تان برسد. چون ممکن است تا زمانی که آن پنج میلیون برسد، شما به خاطر مشکلات زندگی، خانواده، جامعه و غیره مجبور شوید کلا از کار بیرون بروید. پس اول نیازهای زندگی خود را تأمین کنید و بعد رویاپردازی کنید.
امیدوارم وقتی به خودتان فکر می‌کنید، با خودتان صادق باشید و راحت‌تر تصمیم بگیرید و بیشتر پول درآورید.

اگر خواستید پول درآورید می‌توانید با من در ارتباط باشید. من علیرضا شعبانی، قائم‌مقام مجموعه آراد هستم. موفق و مؤید باشید.

برای ارتباط و دریافت مشاوره از استاد شعبانی می توانید با شماره ذیل تماس حاصل نمایید:

قائم مقام آراد

فایل صوتی توضیحات استاد شعبانی، قائم مقام گروه شرکت های آراد را می توانید در همین قسمت بشنوید.

 

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



0 پاسخ