🌟 پخش زنده آراد برندینگ شما را به ثروتمند شدن دعوت می نماید.

دفتر کاری دارید یا ندارید؟

در این فایل قصد دارم در مورد یک سوال خیلی مهم در تجارت برای شما توضیح بدهم. این سوال مهم شاید یکی از مهمترین دغدغه­های تازه کارها هم هست و نمی­دانند که در جوابش چی باید بگویند؟ امشب
می­خواهم حالت­های مختلفش را بررسی کنم تا با خیال راحت جواب بدهید. آن سوال مهم چیست؟

🎁 در ARAD QA عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.

دفتر کاری شما کجاست؟

دفترتون کجاست؟ این سوال از یک تازه کار که پرسیده می­شود احتمالاً پشت گوشی رنگش می­پرد. چرا؟ چون دفتر ندارد یا دفتر شیکی ندارد و نمی­داند که چه جوابی باید به مشتری خودش بدهد. بیائید حالت­های مختلفش را امشب بررسی کنیم. اولین نکته را فراموش نکنید وقتی مشتری از شما می­پرسد دفترتان کجاست؟ به احتمال ۹۰ درصد قصدش این نیست که دفترتان بیاید به شما نتوانسته اعتماد کنه ترجیح داده شما را ببیند بعد با شما کار کند.

پس هدف از این سوال واقعاً دیدن شما نیست، واقعاً قصدش این نیست که حضوری بیاید. کمتر از ۱۰، ۲۰ درصد مشتری­ها انقدر سخت­گیر هستند که می­خواهند حتماً حضوری شما را ببینند آنها هم کسانی هستند در یک معامله­ای، یک جایی سرشان کلاه رفته، اصطلاحاً می­گویند مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می­ترسد. آنها ترسیدند و گرنه ۸۰، ۹۰ درصد بقیه به این دلیل که نتوانستند به شما اعتماد کنند از شما می­پرسند که دفترتان کجاست؟ چون دلیل سوال این است شما یادتان نرود باید در لحظه بدون کوچکترین مکثی آدرس دفتر را بدهید ـ می­گویم آدرس چه دفتری-ـ ولی در لحظه جواب بدهید. پس هیچ مکثی نکنید، هماهنگ کنم، بگذارید بررسی کنم، ما کارمان غیر حضوری است، ما کارمان فروش اینترنتی است، همه این جواب­ها مثل سم است، می­تواند کاری کند که شک مشتری به یقین تبدیل شود و از شما خرید نکند. یقین به این که شما فیک هستید نه یقین به این که شما تأمین کننده هستید.

پس تحت هیچ شرایطی شما مِن و مِن و یا زمان و یا هیچ چیزی را برای خودتان نمی­خرید و در لحظه به مشتری جواب می­دهید و به او آدرس می­دهید که ما فلان جا هستیم. حالا برویم و حالت­های مختلف آن را بررسی کنیم.

شما دفتر داشتید یا نداشتید؟ اگر دفتر دارید یا تهران هستید یا سایر شهرها، با خیال راحت به او آدرس بدهید. اگر تهران هستید بگویید فلان جا و اگر هر شهری هستید حتی کوچکترین شهر ایران، بگویید من فلان شهرم، دفتر مرکزی ما فلان جاست.

مثلاً کارخانه کاله به هر حال کارخانه­اش در شهر آمل است، پس می­شود گفت که من آملم حتی اگر کاله هستم. هیچ دغدغه­ای از این باب نداشته باشید که من شهرم کوچک است. مشهد نمی­آیند، اصفهان نمی­آیند، مشتری توقع دارد من تهران باشم. نه، از این توقعات ندارد. پس خیلی راحت آدرس دفترتان را بدهید و اصلاً نگران این نباشید که دفترتان کوچک است، اصلاً نگران نباشید که دفترتان آن ابهت لازم را ندارد. چون ۷۰، ۸۰ درصد قرار نیست بیایند، آن­هایی هم که بیایند نهایتاً اعتماد نمی­کنند و نمی­خرند. اگر به آنها آدرس ندهید که قطعاً نمی­خریدند پس چیزی را از دست نداده­اید. این مال حالتی است که دفتر دارید. معمولاً در حالتی که دفتر دارید خیلی استرس نمی­گیرید.

استرس آنجایی می­آید که شما دفتر ندارید، حالا چه بکنیم؟ وقتی مشتری از شما می­پرسد کجا هستید؟ آدرس تأمین کننده را بدهید. مثلاً تأمین کننده شما کرج است بگویید ما کرج هستیم، تأمین کننده­تان تهران است بگویید ما تهران هستیم.

آیا نیازی است با تأمین کننده هماهنگ کنیم؟

نه، بعضی از بچه­ها فکر می­کنند این جا باید قطع کنند، به تأمین کننده زنگ بزنند و بپرسند چه وقتی هستند؟ بعد به این آقا اطلاع بدهند. نه این کار را انجام ندهید. چون مشتری به شما شک کرده، وقتی زمان می­خرید شکش به یقین تبدیل می­شود و دیگر به شما زنگ نمی­زند. خیلی راحت به او بگویید ما فلان جا هستیم. آن کارخانه، آن تأمین کننده، آن تولید کننده کارش است، جلسه می­رود. یک چیز طبیعی برایش است. پس نیازی نیست با او هماهنگ کنید و برایش مشتری بفرستید. خیلی راحت آدرسش را بدهید و اجازه بدهید مشتری سراغش برود و هیچ دغدغه­ای نداشته باشید.

یک استثناء اینجا باز می­کنم. یک وقتایی یک محصول یک جوری است که مشتری از شما چند قلم می­خواهد. فرض می­کنم محصولتان لوازم یک بار مصرف پلاستیکی است و مشتری از شما چند قلم می­خواهد معمولاً در این مواقع باید با یک بنکدار کار کنید تا مشتری بتواند همه اجناس را از یک جا تأمین کند. شاید در این حالت یک بنکدار یک جنسش خوب باشد و یک جنسش گران­تر باشد، اهمیتی ندارد، چون می­خواهد حضوری بیاید پیش یک تأمین کننده، یک بنکدار او را بفرستید. به چند مسیر یا چند تأمین او را معرفی نکنید. حالا می­آیید و به تأمین کننده معرفی می­کنید و می­فرستید دفتر خود تأمین کننده. چند تا دغدغه، چند نکته بوجود می­آید:

دغدغه اول: دور می­خورید. همیشه گفتم باز هم تأکید می­کنم که مهم نیست. چرا مهم نیست؟ چون اگر معرفی نکنیم که از ما
نمی­خرد. اگر دور بخوریم هم که سودی نمی­کنیم پس در دو حالت که برای ما اتفاقی نیفتاد اما اگر دور نخوریم یک سودی بدست آوردیم. حداقل اتفاقی که می­افتد مشتری می­رود پیش تأمین کننده و شما پیش تأمین کننده معتبرتر می­شوید پس اصلاً دغدغه دور خوردن نداشته باشید.

سوال دوم یا دغدغه دوم این است که ما خودمان هم باید حضور داشته باشیم یا نه؟ اگر در همان شهری که تأمین هست خودتان هم حضور دارید سعی کنید که بروید. چرا؟ چون یاد می­گیرید، تجربه کسب می­کنید، معامله کردن را یاد می­گیرید پس بروید، هیچ چیزی را از دست نمی­دهید. چطوری سودمان را از تأمین کننده بگیریم؟ پول به حساب او می­رود، معامله که تمام بشود سود شما را می­دهد. همین الان به شما تذکر می­دهم معمولاً تأمین کننده در آن درصدی که تفاهم کرده دست می­برد. یعنی اگر با شما تعیین کرده ۵ درصد بدهد، ۳ درصد می­دهد، ۴ درصد می­دهد، ۲ درصد می­دهد. خیلی تعجب نکنید. تأمین کننده­ها این جوری هستند و معمولاً می­پیچونند. واسه ما مهم نیست چون در آینده که قوی بشویم پول را خودمان می­گیریم، دیگر به آنها مستقیم معرفی نمی­کنیم و هیچ دغدغه­ای نداریم، صبر می­کنیم تا یاد بگیریم، قوی بشویم و پول را از مشتری مستقیم بگیریم.

و نکته بعدی مسئولیت قرارداد است. طبیعی است چون در دفتر تأمین بسته می­شود تمام مسئولیت قرارداد هم با خود تأمین کننده است و ما از این باب نگرانی یا دغدغه­ای نخواهیم داشت. پس یادتان نرود از شما پرسیدند دفترتان کجاست؟ در کوتاهترین زمان ممکن آدرس می­دهید و به جلسه حضوری دعوتش می­کنید. اگر این کار را خوب انجام بدهید فکر می­کنم بیشتر مشتری­های شما بدون حضور به شما پول می­دهند.

امیدوارم آدم­های باهوشی باشید، این نکات ساده را درست رعایت کنید و خوب پول دربیاورید.

برای ارتباط و دریافت مشاوره از استاد شعبانی می توانید با شماره ذیل تماس حاصل نمایید:

قائم مقام آراد

فایل صوتی توضیحات استاد شعبانی، قائم مقام گروه شرکت های آراد را می توانید در همین قسمت بشنوید.

 

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



0 پاسخ