با بیان ضعف ها خودتان را ذلیل نکنید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

تبریک عرض میکنم عید مبارک خجسته قربان را خدمت همه شما عزیزان همچنین امیدوارم در روزهایی که گذشت مخصوصا در روز عرفه آن بار و آن توشه ای که میتوانست انسان برداره را برداشته باشه صحبت ما در جلسه قبل به شاخصه های اقتصاد و اینکه چطور باید ثروتمند شد رسید که خیلی از شاخصه هایی که الان مطرح میشه همه حقیقت ماجرا نیست از این جهت هست که خیلی از مردم با اون شاخصه های اقتصادی حرکت میکنند اما به اقتصاد خوبی نمی رسند سخنی را از وجود نازنین امیر الموئمنین گفتیم که حضرت می فرماید القبر خیرمن الفقر یعنی قبر از فقر بهتره عامیانش اینه که اگر انسان بمیره بهتر از اینه که فقیر باشه و درباره ی بدی های فقر صحبت ها کرده و گفتیم که اونچه که ما را میخواد به سمت فقر ببره چیزی جز شیطان و نیرو های منفی درون ما نیست پس تلاش خودتون را برثروتمند شدن منعکس کنید و هر فکری که میگه ثروت خوب نیست را از ذهنتون دور کنید.

حضرت آمیر المومین (علیه السلام)

اگر انسان بمیره بهتر از اینه که فقیر باشه!

تمام خوبی ها به واسطه ی دارایی بدست می آید خداوند در قرآن کریم میفرماید لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون (هرگز به نیکی نمی رسید تا زمانیکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید) خب انسانی که نداره چیزی نداره که بخواد انفاق کنه!

خداوند در سوره توبه آیه ۹۲ وصف اون گروهی را میاره که اینها دلشون میخواد انفاق کنند اما چیزی برای انفاق نداشتند چیزی نداشتند کمک کنند پس لازمه ی نیکوکاری این است که انسان چیزی داشته باشد که بخواهد انفاق کند وقتی چیزی نداشته باشد چه چیزی را میخواهد انفاق کند؟پس همینطور ذهن هاتون میاد که هر فکری که میگه فقر خوبه فکر غلطی است خداوند در سوره بقره می فرماید بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ اونها کسانی هستند که از آنچه که خدا به ایشان روزی میکند انفاق میکنند.

حتی در دعای امروز که روز پنجشنبه هست شما افزایش رزق را میخواهید از کسی که نداره بالطبع نمیتونه انفاق کنه دارا هست که با انفاق کردنش بزرگ میشه فقیر جز سربار بودن جامعه جز ایجاد مشکلات برای اون جامعه چیزی برای اون جامعه در پی نداره بخش زیادی از بحران هایی که در اجتماعات به وجود میاد بخاطر فقر هست، سر منشا حسادت ها، سر منشا کینه ها، سر منشا طمع ها و سر منشا بخل ها همه اینها از فقر هست.

هر چند ثروت هم عارضه هایی داره این تفکر بخواد پیش بیاد که ثروت با عارضه هایی که داره بده اون تفکر شیطان هست که میخواد شما را در فقر نگه داره تا بتونه ضربه هاشو به شما بزنه. اما درباره شاخصه های ثروتمند شدن اینجا اختلاف نظر هست. شاید بگن قبول کردیم و موافقیم باید ثروتمند شد اما مسیر ثروتمند شدن، راه ثروتمند شدن اینجا درش اختلافه موضوعی که میخوایم در این جلسه بهش بپردازیم که تاثیر بسیار زیادی در ثروتمند شدن داره و غافل مونده و کمتر بهش پرداخته شده این مسئله هست که امیر الموئمنین فرمود ان السعه الصدر کانوا ذو الارتزاق گشاده بودن سینه سعه صدر داشتن این گنج روزی هاست یعنی انسان میخواهد روزی اش به طرز معجزه آسایی زیاد بشود باید سعه صدر پیدا کنه و تعابیری از این دست که به سعه صدرو خوش برخوردی با مردم توصیه شده اینقدر زیاد هست که نمیشه در یک جلسه در موردش صحبت کنیم.

گشاده رو بودن و سعه صدر داشتن گنج این روزی هاست!

خیلی از شما شاید باور نکنید خوش برخوردی ثروت میاره خیلی کارها را میکنید ثروتمند شوید اما از این نکات غافلید یا براتون کم اهمیته بیاید تمرین کنیم بیاید خوش برخورد شدن را تمرین کنیم امروز میخوایم در مورد این صحبت کنیم.

سوال اول این است که چی میشه که انسان خوش برخورد نیست؟

در یک جمله اگر بخوایم بگیم اتفاقاتی برای انسان عارض میشه در طول زندگی که اینها مخالف رای و نظر انسانه اگر همه چیز بر وفق مراد باشه و کسی بد اخلاق شد این فرد مشکل روانی داره و باید بره درمان بشه چون همه چیز براش خوبه و بد اخلاقه.

بنده دقت کردم هر زمانی که ما به بد اخلاقی می افتیم در اکثر مواقع بخاطر این هست که اتفاقی افتاده که اون موافق رای و نظر ما نبوده این میشه بد اخلاقی خب این باید درمان بشه شما الان به بزرگان ثروتمند در جهان نگاه کنید. بزرگترین اونها وجود نازنین حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله والسم می باشند.

در تاریخ بیان شده است که در زمانی که پیامبر تجارت میکردند مردمی که از پیغمبر خرید میکردند اینها چه بسا آنچه که پیغمبر برای ایشان می آورد در چند ماه قبل تمام می شد اصلا کاری نداشتند که ایشان پیامبر هستند چون در آن زمان هنوز ایشان پیامبر نبودند و هنوز وحی و رسالت به ایشان ابلاغ نشده بود و جوانی ۲۵ ساله بودند که در عرصه تجارت مشغول بودند.

تاریخ نقل میکند میگوید که مشتریان پیامبر اینها بعضی مواقع می شد که چند ماه اونچه که میدونستند کاروان تجاری مکه میخواهد برای اونها بیاره این تموم شده بود در زندگیشون و این در حالی بود که در اون زمان بزرگان عرب که از مکه حرکت میکردند جمعا شاید با هم صد تا شتر می آوردند پیغمبر به تنهایی ۱۰۰۰ شتر میاوردند یعنی به تنهایی۱۰۰۰ بار شتر تجارت میاوردند اینها چند ماه از محصولی که  نیاز داشتند بی نیاز می شدند و اینها صبر میکردند و نیازشون را از جای دیگه تهیه نمی کردند تا این جوان بیاد و از خوش برخوردیش بهره مند بشوند چون اگر مثلا نیاز هاشون را می رفتند تهیه میکردند دیگر محل صحبتی برای این آقا پیدا نمی کردند.

قرآن می فرماید (به نبی اکرم اسلام ص) تو قبل از اینکه پیامبر شوی همه دوستت داشتند و وقتی پیغمبر شدی تکذیبت کردند مشکل اینها با تو نیست اینها با خدای تو مشکل دارند گمان نکن اینها با تو مشکل دارند.

و اونجا به پیغمبر میگه دلت نگیره غمگین نشی. یک شخصی از کارگزاران پیغمبر بود به دلیلی از جنگ ها به اسارت گرفته شده بود. کار نیکی انجام داد. پیغمبر آزادش کرد. میدیدند که این شخص آزاد شده توسط پیغمبر روز ها میاد در کنار مسجد النبی شروع میکنه به گریه کردن، میگفتند بهش چرا گریه میکنی؟ مشکلت چیه؟ میگفت درد من قابل درمان نیست. اومدن به پیغمبر گفتند فلانی بود که غلام شما بود آزادش کردید این بنده خدا وقتی که شما نیستید اون گوشه میشینه گریه میکنه پیغمبر صداش زد گفت بیا اومد برگشت گفت که چرا میشینی گریه میکنی گفت یا رسول الله اونروز که آزادم کردید خوشحال شدم انسان وقتی که برده باشد و آزادش کنند خوشحال می شه دیگه میگه ساعاتی نگذشت که دیدم دیگه نمیتونم تحمل کنم چون محروم شدم از اینکه شما را ببینم از اون روز هر وقت بیکار میشم میام اینجا میشینم تا وقت نماز شه و شما را ببینم در حالی که اون روز که برده شما بودم به بهونه آب یا هر چیز دیگری وارد اتاق شما می شدم و شما را میبینم و الان این عنایت از من گرفته شده است.

با خودم گفتم در قیامت شما ۱۲۴ هزار پیغمبر هستید و شما گل سر سبد تمام پیغمبران هستید من دنیا نمیتونم شما را ببینم قیامت که شما را بین اون همه پیامبر قرار بدن اونجا شما را چطور ببینم خداوند به پیغمبر فرمود اونهایی که تو را دوست دارند و تو را اطاعت میکنند در قیامت با تو محشور می شوند. بگو رفتار تو بگو اخلاقت و …

آنچه که در تجارت امروز ما کم هست اخلاق هست اگر این سیره اگر این خوش برخوردی در تجارت ما حاکم شود که واقعا وقتی مشتری ما جنسش تمام شد به بهانه این که با ما صحبت کنه بیاد از ما جنس بخره بین ما و این حالت هنوز فرسنگ ها راهه اما به قول پیامبر شدنیه آنچه که بخواهد روزی ما شود می شود. اگر رفتار ما طوری باشه که مشتری های ما اصلا دوست داشته باشند که با ما بشینند.

اخلاق …  آنچه که در تجارت امروز ما کم هست!

این نکته ای که به شما گفتم الان در زمانی قرار گرفتید که خیلی موقعیت زمانی مناسبی هست چون الان اکثر مردم دارن به سمت عروس شدن پیش می روند  اکثر ثروتمند ها دارن به سمت تکبر پیش می روند در چنین شرایطی اگر شما خوش برخوردی کنید برخورد های شما جلوه خاصی در نظر دیگران میکنند الان خیلی از تاجر ها بخاطر اینکه وضعشون خوبه بلا نسبت به مشتری ها مثل حیوان رفتار میکنند و تکبر و منیت از ایشان میباره و میبینید همنشینی با اونها برای شما دلچسب  نیست و شما چون مجبورید با ایشان مراوده دارید.

اگر یک انسان خوش برخوردی در موازی این انسان قرار داشته باشه آیا کسی از این فرد قبل خرید میکند؟ میگن آدم با روی باز میمیره آدم یه وقتی نون و پنیری هم بزارن میخوره به شرط اینکه شان اون انسان حفظ بشه امیر الموئمنین در نامه ای که به مالک اشتر نوشت فرمود ای مالک انسان ها دو دسته اند عده از آنان هستند که در خدا پرستی با تو هم مسیرند آنان جان تو اند.

عده ای آمدند در محضر حضرت امام صادق علیه السلام گفتند شیعیان شما منتظرند قیام کنید گفتند ایشان که هستند فرمودند ما هستیم گفتند به شیعه بودن ما نمی رسید مگر اینکه دست در جیب یکدیگر کنید و ناراحت نشوید

(ادامه حدیث قبل) و عده ای با تو هم کیش نیستند. بدان که آنها با تو در انسان بودن شریک اند و خدا را به جهت آنکه به تو نعمتی داده و به آنان نعمت را نداده شاکر باش و با آنان بخاطر فقرشان ترحم کن (کسی که خدا را قبول ندارد فقیر است) پس بخاطر این فقر شایسته این است که با او ترحم کنی یعنی وقتی من یه ضعیفی را دیدم درسته که انسان با یه ضعیف تر از خودش به جدل بیفته؟ اگر اخلاق خوب در شما، خوش رویی در شما به وجود بیاد با توجه به شرایطی که موجود هست کمتر کسی هست که در کنارش بشینید و نتیجه نگیرید مردم مستعد این هستند که از درد هاشون بهت بگن. (اینکه من تاکید دارم بچه ها باید خودشون وقتشون را بگذرونن به همین جهت هست دوستاتون را از این  جمع (خوش برخورد) انتخاب کنید تا تضعیفتون نکنن)

نامه امیر المومنین (ع) به مالک اشتر

ای مالک انسان ها دو دسته اند:

عده از آنان هستند که در خدا پرستی با تو هم مسیرند آنان جان تو اند.
عده ای با تو هم کیش نیستند. بدان که آنها با تو در انسان بودن شریک اند.

در چنین فضایی که همه بی انرژی هستند. شما بیاید و پر انرژی باشید.
اگر در جمعی که همه دروغگو باشند، یک نفر بیاد و راستگو باشه، راستگویی یک نفر چطور در نظر دیگران جلوه میکند؟
اگر در جمعی همه خیانتکار باشند، یک نفر امین پیدا شود، یک امین در نظر بقیه جلوه پیدا میکند؟
خیلی ها گلایه میکنند از حجم خرابی که در جامعه امروز شکل گرفته. میگفتن ما خیلی ناراحتیم از اینکه مردم بد شدن. خوشحال باشید که در ایامی  که همه نا امیدند خداوند به شما قوت و انرژی عطا کرده است.
خدا را به سبب این نعمت شکر کنید. چرا ناراحتید؟
کیف نمیکنید از اینکه در این همه جمع دروغگو شما راستگو شدید؟
کیف نمیکنید از اینکه شما در میان این همه ناامید امیدوار هستید؟
از همنیشینی با اونها دوری کنید. چون اونها تمایل دارن شما را به بدبختی خودشون بکشونن، اگر نکشونن حسادتشون به شما ضربه میزنه، چشم زدنشون به شما ضربه میزنه.
یک جمعی هست همه درباره مریضی هاشون حرف میزنن، شما فرار کنید.
دقت کنید در این جلسه کسی که بیشتر درد را تحمل کنه کلاس بیشتری داره
خانم ها خیلی تمایل دارند به اطرافیانشون بفهمونن ما در ایام بارداری رنج زیاد تری را متحمل شده ایم چون لذت میبریم از اینکه از درد هامون به دیگران بگیم.
ما از اینکه دیگران بهمون ترحم کنند لذت میبریم.
شما در دعای عرفه روز گذشته این را خوندید که ذل فی نفسه خدایا مرا درون خودم ذلیل کن و اعزز فی اعیان الناس اما کاری کن که در چشم مردم مرا شکست ناپذیر ببیند و مرا عزتمند کن
اینطور نقل کردن هر زمانی که دردی به شما رسید این درد هاتون را برای مردم بازگو نکنید. یک لحظه برای شخص مقابل بازگو میکنی اما اون شخص عمری تو را تحقیر میکند. تو را ضعیف میدونه
شخصی از آقا امام صادق علیه السلام سوال کرد که آقا اتفاقاتی داره برام می افته که سینه ام تنگ میاد. باید باهاتون حرف بزنم.
حضرت فرمود از شهر خارج شو زمانی که از شهر خارج شدی بر روی زمین چاله ای حفر کن و هر آنچه از درد داری برای چاله بگو
اون حس امیدواری اون حس شاد بودن باید در شما نمایان باشه
حضرت فرمودند: مومن شادی اش در چهره اش مشخص است.
بزرگی و کوچکی انسان ها در جایی مشخص میشه که اون دردی که در سینه اش هست چقدر میخوره، اگر تونست هضم کنه بزرگ هست و اگر این بزرگی از شما سر زد، مردم میل دارند که برای شما پادویی کنند.
شما هیچ وقت دوست دارید در راه یک انسان مفلوکی به شما سختی برسه و فدا بشید؟
اما انسان وقتی که در راه انسان های بزرگ فدا بشه لذت میبره، در راه انسان های بزرگ حتی وقتی جون میره کیف میکنه
اگر میخواهید ثروتمند های بزرگی بشوید باید شما را بزرگ ببینند.
اگر میبینید یک تیم فوتبالی به جایی نمی رسد، شخصیت قهرمانی نداره
خیلی از افرادی که در اطراف ما هستند، شخصیت ثروتمند شدن را ندارند.

امید هست که شما در آینده ثروتمند شوید ما داریم درباره درست ثروتمند شدن صحبت میکنیم نه از کلاهبرداری
اولین قدم ثروتمند شدن شخصیت ثروتمندی است.
بیان درد هایی که به شما می رسد حقیرتان میکند. پس هر وقت ناگوارایی ها به سمت شما هجوم آورد، اینها را در خودتان بخورید.
امام صادق می فرماید درجه ی انسان اینقدر که خشم خود را فرو میبرد بالا می رود به هیچ روش دیگری بالا نرفته
یعنی کسی به شما ظلم میکند اتفاقی در جهان رخ میدهد که باب میل شما نیست.
در تجارت خیلی پیش میاد شخصی صحبت میکنه سر آخر نمیخره خیلی از شماها به هم میریزید و این به هم ریختگی بروز میکنه و عصبانیت شما اینجا شما را حقیر میکند.
اما اگر اونجا میگفتید فدات شم عیبی نداره قسمت ما نداره بعد اون میره به نفر دیگه میگه و اونجا بینشون اختلاف می افته و دعواشون میشه و اون فرد یاد شما می افته که اون بنده خدا وقتی که باهاش به هم زدم با اینکه ده بار جواب منو داده بود و من نخریدم چقدر با منش با من برخورد کرد. اما این یکی با من پرخاش کرد.
این دون شان انسان هست که به جزا بیفته و بخواد ناتوانی هاشو برای دیگران ابراز کنه این یک نکته که الان مطرح شد.

بیان درد هایی که به شما می رسد حقیرتان میکند.
امام صادق می فرماید: درجه ی انسان اینقدر که خشم خود را فرو میبرد بالا می رود به هیچ روش دیگری بالا نرفته

این را باید ببینید از کجا داره سرچشمه میگیره چی میشه که وقتی ناملایماتی به سمت ما هجوم میاره عصبانی میشیم.
شمر میگوید با خودم گفتم وقتی آتش جنگ زبانه بگیرد و اطرافیان حسین کشته شوند و آنجا حسین می آید و التماس میکند و با ما پیمان می بندد.
میگه هر چقدر جلو رفتیم و ما از بنی هاشم کشتیم من به چهره حسین که نگاه میکردم میدیدم بشاشیت و شادابی در چهره حسین آشکار تر می شود.
میگه کار به اونجا رسید که من بر سینه حسین ابن علی نشستم وقتی نشستم، اباعبدالله به شمر گفت میخواهم بهت حرفی بزنم به دلم افتاد که میخواد تسلیم بشه
میگه شمر بیا دست از این کار بردار
میگه خندم گرفت
گفتم تسلیم شدی؟ چرا جان عزیزانت را به خطر انداختی خب زودتر تسلیم می شدی
بعد حضرت فرمود شمر اگر تو مرا نکشی گمان میکنی دوستانت مرا وا میگذارند یعنی اگر تو مرا نکشی گمان میکنی دوستانت مرا نمی کشند؟ شمر من میخواهم تو آن بیچاره ای نباشی که بخاطر کشتن پسر رسول خدا در آتش جهنم معذب بمانی
این میشه بزرگی، این میشه که ۷۲ تا یار میخوان براش جون بدن یکبار کشته شدن در راه حسین خودش ضعف هست.
یکی از یاران اباعبدالله شخصی به نام سعید ابن عبدالله حنفی این شخص کسی بود که وقتی نماز اباعبدلله شروع شد این شخص آمد و جلوی حضرت اباعبدالله ایستاد و وقتی دشمن تیر اندازی میکرد این شخص خودش را در حالتی که امام در نماز بود مثلا زمان رکوع به رکوع می رفت تا مانع شود که تیر به اباعبدالله اصابت کند.
بیش از ۷۰ تیر میگویند که بر بدن سعید ابن عبدالله برخورد کرده بود. افتاد در دامان ابا عبدالله (وقتی که نماز امام تمام شد) یک جمله فرمود یا اباعبدالله آیا از من راضی شدی؟
امام زمان در زیارتنامه ای که برای سعید ابن عبدالله نوشته است السلام علیک یا سعید ابن عبدالله حنفی یرحمک الله بعد امام تا جایی می رسد که امام می فرماید خداوند همنشینی و رفاقت شما را در قیامت نصیب ما کند. یعنی از خدا میخواهد که خدا روزی اش کند که هم نشینش کند با سعید ابن عبدالله
همه چیز که از اطراف می بینید بدی و زشتی است اما وقتی بزرگ شدید و سعه صدر داشتید دیگر آنوقت تمام است و دیگر شما عزتمند می شوید. چرا در ما پیش نمیاد؟
نکته اول این هست که باور نکردیم یقین پیدا نکردیم که همه چیز به اذن همان خدای رحمان و رحیم است. یعنی اگر باور میکردم که همه چیز به اذن خداوند است و هیچ سختی به من نمی رسد یعنی کافی است ما به همین آیه قرآن کریم ایمان بیاوریم که خدا به پیغمبر می فرماید ای پیغمبر به اینها (مخالفان) خود بگو (چون اینها می آمدند میگفتند تو که پیغمبر خدایی چرا در احد شکست خورده ای) حالا حکمت هاش زیاده
یکی از اون حکمت هاش این بود که یک عده منافق بخاطر عشق دنیا در کنار پیامبر بودند.
ما این ایام را بین مردم می چرخانیم یعنی یک روز در بدر میبری اگر در احد و خندق هم ببری طالبان دنیا همه به طرف تو می آیند و میخواهند غنیمت بگیرند، بعد هم ابراز محبت میکنند که ما عاشق توییم
این هست که خداوند مقدر میکند یک وقت پیامبر جنگ را ببازد که طماعان دنیا ناامید شوند و بروند.
میگه ما ایام را میچرخونیم تا دروغگو و راستگو از هم غربال شوند.
این است که امیر الموئمنین فرمود هیچ سخن حقی نیست که مگر آنکه روزی به نفع تو روزی به ضرر توست تا خداوند راستگو را از دروغگو جدا سازد.
خداوند به پیغمبر می فرماید به ایشان بگو هیچ آسیبی به ما نمی رسد مگر آنکه پروردگارمان آن را برای ما خواسته و در هر آسیبی که برای ما خواسته رحمت و نور است و همه اینها در کتابی مبین نوشته شده پیش از آنکه آسمان و زمین خلق شود.
برای رسیدن به یک جمله خیلی سخت است اگر انسان به این نقطه برسد که هر بلایی در این عالم می افتد به اذن خداست و خدا بجز خوبی و خیر برای بنده اش نمی خواهد پس صبور خواهد شد و به بی تابی نمی افتد به شکایت و درد و فلان نمی افتد.
دردهایتان را بروز ندهید وقتی یقین کنید که همه چیز به خواست خداست و به بی تابی نیفتید به ناله نیفتید به شما اگر ضربه زدند شما هم میتوانید ضربه بزنید.
قرآن می فرماید اگر بلایی بر سرتان آوردند میتوانید به مثل آن بلا را بر سر طرف مقابل بیاورید، اما نمیتوانید ناله کنید.
زد توی گوشت، بزن
اگر میخواهی هم ببخشی، ببخش
ناله نکن.
اگر هم نمیتونی ببخشی، بزن
این را بدانید اگر یک قدرتمندی باشه که داره به شما زور میگه اون ده تا بزنه شما یکی میزنید، اما اون یکیتون را بزنید که اون یکی شما دردناک تر از ده تای اون هست. اگر نمیتونید صبر کنید یا اینقدر بزرگید که میتونید هضم کنید.
اما بدگویی کردن در منش پست فطرت هاست. آدم بزرگ هیچگاه پشت سر کسی صحبت نمیکند. آدمی که پشت سر دیگری صحبت کند قبل از حقیر کردن شخصی که پشت سرش حرف زده اید خودتان حقیر شده اید و بر حقارتتان افزوده اید.
الان فرض کنید این آقا بیاید پیش من و شروع کند از بدی فرد دیگری صحبت کردن از دو حال خارج نیست یا قبول میکنم یا نمیکنم (که آن طرف بد است) پس وقتی پیش یک نفر بد میگویی این دو حالت پیش می آید.
اما یک مسئله قطعی است  که حقارت شما را ثابت میکند یعنی بدگویی فردی که درباره اش صحبت میکنید، در ابهام است اما حقارت شما ثابت شده است. اینه که از حقیر بودن دور باشید، سعه صدر را در خودتون تقویت کنید، وزنه های کوچک بردارید، سختی های کوچک را تحمل کنید تا تحمل سختی های بزرگ برایتان آسان شود.
تصور کنید چند آشغال روی زمین ریخته اگر فیلی را بگویند از روی اینجا رد شو فیل رد می شود، بدون آنکه حس کند آشغالی زیر پایش است. حال اگر مورچه ای به این آشغال برسد میگوید وای اورست را ببین! برای این مورچه قله بلندی است که باید فتحش کند.
آشغال همان آشغال است فرق بین فیل و مورچه بودن شماست.

نگاه بکنید دو انسان اند یکی مشکلاتش ده است یکی دارد مشکلات هزار تایی را تحمل میکند. اما هیچکس نمی فهمد چون بزرگ است.
چند مثال میزنم مثلا جایی  می نشینید که هوا گرم است و طبیعتا هوای گرم برای همه است. اگر اینجا ۲۰ درجه باشد برای همه ۲۰ درجه است اینطور نیست که برای یک نفر ۲۰ درجه و برای یکی ۵۰ درجه باشد. یکی هست که دارد گرما را میخورد و تاب می آورد، اما یکی بی تابی میکند و همه میفهمند که طاقتش تمام شده و ضعیف است. پنج درجه گرما را نمیتواند تحمل کند با ۵ درجه گرما بروز میدهی دیگران می فهمند که تو به سختی افتادی، تو با سختی های بزرگ میخواهی چکار کنی؟
مثال ساده زدم تا دستتان بیاید. شما یک درون و باطنی دارید و یک بیرون و ظاهری
سختی ها هست، تمرین کنید که سختی ها در ظاهرتون دیده نشه اگر شرایط باب میلتون نیست اطرافیانتون نفهمند این هست که بزرگ میشی و وقتی که بزرگ شدی بقیه دوست دارند که کوچیکیت را بکنن
یه آدمی را ببینید که ایستاده یه بچه ای میاد پیشش این میخواد بزرگی کنه پیش این بچه همین آدم ایستاده یک بزرگی میره پیشش این میخواد کوچیکی کنه این آدم همین ادمه فرقی نکرده شمایید که تعیین میکنید در مقابلتون کوچکی کنند یا بزرگی، وقتی کوچکید انتظار نداشته باشید که دیگران در مقابلتان کوچکی کنند آدم یک دیوار سست و شل میبینه دلش میخواد لگد بزنه اما اگر یک دیوار بتونی باشد هرگز لگد نمیزند و میگوید ولش کن پایم درد میگیره
چرا در حق شما ظلم میکنن؟ چون شما را مظلوم میبینن وقتی روی پروفایلت مینویسی دیگر به کسی خوبی نکن ما که هر چه کردیم به ما ستم شد، اما بنویس دنبال کسی میگردم که به من ظلم کند.
تا کنون چنین کسی را ندیده ام از مادر زاییده نشده است. خب وقتی اینجوری میبینن شما را بزرگ میبینن
بپرهیزید از اینکه ظلم پذیر باشید و خودتان را حقیر نشان دهید.
الان بگونه ای است که به شما ظلم نمی شود و ادای مورد ستم قرار گرفته ها را درمی آورید.
مثلا کسی نوشته دیگر از خوبی کردن منصرف شدم چون خیری از آن ندیدم.
من نمیدونیم ایشون به کی خوبی کرده ما که در کنارش بودیم و مستحق بودیم یه لیوان آب بهمون نداد و هیچ خوبی نکرد این چه خوبی به دیگران میکنه که الان منصرف شده وهم خوب بودن و ظلم شدن از سمت دیگران
گناه مظلوم کمتر از ظالم نیست مگر اینکه مظلوم قادر نشده و ظالم ظلم کرده اما اگر تو بگونه ای رفتار کنی که حس ظلم کردن را در خودش به تو ببینه تو هم در اون ظلم شریکی
خدا به ما اون درک و قدرت را بده که ناملایمات زندگی را بتوانیم در خودمان هضم کنیم
خدایا کمک کن که در نظر دیگران بزرگ با منش و سنگین باشیم
خدایا به ما توفیق بده از راه اهل بیت علیه السلام دور نشویم با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم