💬 می توانید آنلاین پاسخ سوالاتتان را بگیرید.

اعتمادسازی در تجارت الکترونیک

آیا کسی حاضر می‌شود به ما پول بدهد؟ چرا باید ندیده به ما پول بدهند؟ فرض کنید اینترنتی در کار نیست، شما حاضرید به چه کسانی پول بدهید؟ به مجموعه‌هایی که دفتر، سخت‌افزار و ظاهر موجهی دارند.
به‌طور مثال، آیا تا به امروز پیش آمده که در بانک یا مؤسسه‌ای پول بگذارید و از آن‌ها بخواهید مجوز بانک مرکزی را به شما نشان بدهند؟ چیزهایی را می‌بینید و براساس آن‌ها به این نتیجه می‌رسید که این یک مجموعه بزرگ و یک برند بزرگ است و ساختاری واقعی دارد.

🌟 پخش زنده آراد برندینگ شما را به ثروتمند شدن دعوت می نماید.

اعتمادسازی در مذاکره

ما برای اعتماد کردن فقط نیاز به دیدن داریم. مشتری‌ اینترنتی هم همین‌طور است، کافی است ببیند تا اعتماد کند.
این مشتری در ملاقات حضوری چه چیزهایی را می‌دید؟ مثلا دفتر، کارخانه و پنجاه نفر پرسنل را می‌دید. ما می‌توانیم همین کار را در بستر اینترنت بکنیم؛ یعنی برای خودمان ساختار بسازیم.
به‌طور مثال اگر در فضای حقیقی، دفتر ما یک ساختمان پنج طبقه است، در فضای مجازی یک سایت زیبا، مرتب و به‌روز است که روزانه آپدیت می‌شود و بخش «تماس با ما» دارد که در آن پنج تا ده شماره درج شده است.
یعنی باید چیزی تحت عنوان رفتار و ساختار شرکتی داشته باشید تا به شما اعتماد کنند. ایجاد کردن این ساختار هم کار بسیار ساده‌ای است.

جلب اعتماد مشتری

این سؤال اصلا نباید پیش بیاید که چرا باید به ما پول بدهند؟ می‌دانید چه کسی این را می‌پرسد؟ کسی که اگر پول داشته باشد، خودش هم به خودش نمی‌دهد! یعنی در این حد اعتبار دارد که حتی پدرش هم به او پول نمی‌دهد.
اگر شما شخصی باشید که در خانواده، به دلیل مشخصی هر هفته به شما پانصد میلیون تومان پول می‌دهند، آیا باز هم برای شما سؤال پیش می‌آید که چرا باید به من پانصد میلیون تومان پول بدهند؟ شخصیت شما طوری است که دریافت این پانصد میلیون تومان، برای شما طبیعی است.
ولی کسی که بیشترین عدد مانده‌حسابش را زمانی می‌بیند که اول هر ماه یارانه‌ها را واریز می‌کنند، می‌گوید: چرا باید به من پول بدهند؟ فقط برای چنین شخصی ابهام پیش می‌آید.

🎁 در ARAD QA عضو شوید و درباره تجارت و اقتصاد بپرسید و پاسخ دهید.

پس پاسخ منطقی به اینکه چرا باید در اینترنت به ما پول بدهند، این است که چون به بقیه هم پول می‌دهند، چرا نباید بدهند؟ بالاخره ما هم یک برند هستیم، ما هم همان ساختار را می‌سازیم.
فقط برند باهوش‌تری هستیم و به جای اینکه N میلیارد سرمایه داشته باشیم، N میلیون سرمایه داریم، ولی شخصیت بزرگتری از خودمان می‌سازیم. این یک توضیح منطقی بود، حالا بیایید آمار و ارقام را با هم بررسی کنیم.

تجارت اینترنتی موفق

سایت علی‌بابا را در نظر بگیرید؛ یک سایت تجاری که در سال ۵۶ میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند. علی‌بابا هم یک سایت تجاری است، اما فکر نمی‌کنم تا به حال کسی جرأت کرده باشد به آن‌ها ایمیل بزند که: «می‌خواهیم حضوری بیاییم، دفتر شما کجاست؟»

نمونه‌ دیگری از این منطق عملی، مجموعه آرادبرندینگ است. ما با هزاران نفر کار می‌کنیم، هزاران سایت داریم، سال‌های بسیاری هم هست که کار می‌کنیم. اگر به ما هم پول نمی‌دادند، باید کار را جمع می‌کردیم.
در اینترنت مشتری وجود دارد، این مشتری به‌راحتی به شما پول می‌دهد، مبالغ بزرگی هم می‌دهد و شما هم هیچ مشکلی برای پول گرفتن ندارید.

ممکن است به دو دلیل فکر کنید که کسی در اینترنت به شما پول نخواهد داد:

۱- از تاجران سنتی مشورت می‌گیرید. آن‌ها سنتی هستند -از اسم‌شان مشخص است- و با روش‌های جدید کار نکرد‌ه‌اند، بنابراین چنین ایده‌هایی را رد می‌کنند.
اگر آمار و ارقامی که دیدید، به آن‌ها بگویید، باز هم رد می‌کنند. چون اصلا نمی‌فهمند آمار و ارقام یعنی چه، اصلا نمی‌دانند میلیارد دلار چیست.

۲- چون خود شما تا به حال مبالغ بالایی را نگرفته‌اید، می‌گویید کسی نمی‌دهد.

برای مورد اول برای شما دلیل منطقی آوردم، برای مورد دوم باید به خودتان زمان بدهید و بگذارید کاراکتر شما رشد کند. وارد تجارت بشوید، البته ما هم نمی‌گوییم یک‌شبه. تا به حال در ادبیات هیچ‌یک از ما نشنیدید که بگوییم یک‌شبه پولدار می‌شوید! کم‌کم رشد می‌کنید، مبلغ قراردادهای شما بالاتر و بالاتر می‌رود و عددهای بیشتری می‌گیرید.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



0 پاسخ